اهداف اين دو نگرش باعث شدهاند تا روش كار و نتايجي كه از هركدام از فرايندها به دست ميآيد متفاوت از ديگري باشد. از داراب دو پسر به نامهاي دارا و اسكندر بر جاي ماند كه دارا پس از او پادشاه ايران شد. فردوسي دربارهٔ اشكانيان چنين گفتهاست كه پس از اسكندر كسي را تاج و تخت نبود و بزرگاني از نژاد كيآرش (پسر كيقباد) هر يك بخشي از ايران را به دست گرفتند و پادشاه شدند و دويست سال همينگونه گذشت. شاهنامه از اشكانيان و شاهان آن به جز ياد نام و برخي دانستنيهاي ناقص چيزي نگفتهاست. در زمان آنتيوخوس دوم اشكانيان ، در سرزمين پارت به پيشوايي نامي شوريده و دولت اشكاني را (250 ق . او دو پسر به نامهاي زرير و گشتاسپ داشت كه پادشاهي را به گشتاسپ سپرد و خود به آتشكدهٔ نوبهار در بلخ رفت و به ستايش خدا پرداخت و پيرو و پذيراي آيين زرتشت شد. اما رستم، بهمن (پسر اسفنديار) را به خواهش اسفنديار پروراند و پس از چندي او را نزد گشتاسپ فرستاد و گشتاسپ او را جانشين خود كرد. نام بهمن در اوستا نيامدهاست و اين نخستين بار است كه روايتهاي ملي ايران از اوستا جدا و با تاريخ دودمان هخامنشيان درميآميزد. بنمايگان تاريخي مانند سنگنبشتههاي ساساني، نوشتههاي پهلوي (پارسي ميانه) و تاريخهاي پارسي و عربي مانند تاريخ طبري گزارشهاي گونهگوني از تبار و نژاد دودمان ساساني به دست دادهاند. ايهام در معناي بديعي نيز در متن تاريخ وصاف به كار رفته است. نظريه تكامل چارچوب ارزنده اي براي پيدايش انسان فراهم كرده است كه هم توسط طبيعت گرايان و هم از نظر خداباوران در نظر گرفته شده است. پس از ر آكادمي ژرف انديش ن كيخسرو به ايران، بر سر جانشيني كيكاووس ميان او و فريبرز (پسر كاووس) ناسازگاري افتاد و بر اين شد كه هر كدام بتواند دژ بهمن را بگشايد، جانشين كاووس است و گشودن اين دژ تنها از دست كيخسرو برآمد. پشوتن (پسر گشتاسپ) از نفرين رودابه تر آكادمي ژرف انديش و به بهمن گفت كه زال را ببخشد و همهٔ خاندان رستم را به جاي خود بفرستد و بهمن نيز چنين كرد. نخستين كاري كه بهمن كرد، خونخواهي از دودمان رستم بود؛ او زال را به بند كشيد و فرامرز را بر دار و تيرباران كرد. سلطان از پاسخ خزانه دار تعجب كرد و گفت: چگونه است كه زندگي اومانند شاهان بود؟ دارا بازپسين پادشاه كياني بود كه پس از خيزش اسكندر و سه رزم با او به كرمان گريخت و از اسكندر درخواست آشتي كرد. از سياوش دو پسر به نامهاي كيخسرو از فريگيس و فرود از جريره به جاي ماند. در آنجا قباله ها و وقفنامه هايي از جهانشاه قراقوينلو و از زن او بيگم خاتون هست كه در بسياري از آنها نام شيخ جعفر پسر خواجه علي را برده لقبهاي بسياري برايش مي شمارد. سرانجام، گيو پسر گودرز به فرمان پدر آهنگِ يافتن كيخسرو در توران كرد و پس از هفت سال جستجو، او را يافت و با مادرش فريگيس به ايران آورد. سبك بنيانگذاردهٔ حافظ، هم در مضمون و هم در محتوا، افزون بر شاعران روزگاران پس از او، بر شاعران دوران خودش نيز اثر گذاشت. 8- بيگانگي در آثار كافكا و تأثير كافكا بر ادبيات مدرن فارسي. سازندگان اين منظومهها به جز چند تن از آنها گمنام و ناشناس هستند و از آنها آگاهياي در دست نيست و بيشتر اين منظومهها به خاندان گرشاسپ ميپردازند. از ميان داستانهاي شاهنامه، رستم و سهراب در اروپا چندان نامداري يافت كه به چند زبان بازگرداني شد و منظومههاي زيبايي از آن پديد آمد. اين منظومههاي حماسي پس از شاهنامه، به پيروي از شاهنامه نظم شدهاند و همه در بحر متقارب مثمن محذوف هستند كه دليل گزينش اين وزن نيز دو چيز است: نخست نامآوري شاهنامه و باور مردمي در اين كه سرودههاي حماسي را هيچ وزني به جز وزن سخنان فردوسي شايسته و سزاوار نيست. دوم نيز سازش اين وزن با انديشههاي حماسي و تركيبهاي پهلواني بود. شاهنامه با اين كه نتيجهٔ خيزش بزرگ ملي ايرانيان در زنده كردن افتخارات ملي بود، رويش تازهاي در نظم داستانهاي حماسي پديدآورد و فردوسي پيشرو رويش و جنبشي شد كه به ياري آن پهلوانان و بزرگان ملي ايران كه از يادها رفتهبودند، يكباره به روي آمدند و نامداري شگرفي يافتند. ارشك، شاپور، گودرز، بيژن، نرسي، اورمزد بزرگ، آرش، اردوان و بهرام (معروف به اردوان بزرگ) شاهان اشكاني در شاهنامه هستند. اما او در شاهنامه مردي بزرگ و اصيل و از نژاد كيان است كه شرفِ تبار را با دانش و داد درآميخته و كشورگشاييهاي بزرگ كردهاست. در اين ميان، گزارش شاهنامه از تبار ساسانيان در سنجش با ديگر بنمايگان از ناهماهنگي فراواني برخوردار است كه نمايانگر ناهماهنگي بنمايهٔ دانستههاي فردوسي با تاريخنگاران سدههاي نخست اسلام است.
دوشنبه ۲۴ بهمن ۰۱ | ۱۲:۱۴ ۶ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است