نصرالله در اين قصيده تنها از چهل و سه وزن استفاده كرده است (نام بحر و وزن ابيات در جدول پيوست آمده است) با آن كه مدّعي است چهل و شش وزن مختلف از آن بر ميآيد مگر اين كه برخي ابيات را در دو بحر بخوانيم. وي در حالي اين سخن را گفته و چنين ادّعايي كرده است كه بهاءالدّين مدّعي است كه قبل از وي فقط فخري چنين قصيدهاي سروده و ذوالفقار نيز از فخري پيروي كرده است. سلمان و غيره تتبّع وي نمودهاند» (تقي الدّين، 1389: 1433) و آذر بيگدلي (1337: 50) هم وي را مقنِّن قانون قصايد مصنوع ميداند. امّا تقي الدّين اوحدي، در قرن دهم از فخرالدّين صفاهاني سخن رانده و دربارة قصيدة مصنوعش نوشته:« قصيدهاي در صنعت سخن اختراع نموده بغايت خوب گفته، چنانچه اوزان شعر بجميع از آن استخراج مي شود» (عرفات العاشقين، نسخة خطي 5324 كتابخانه ملك: برگ818). اين قصيده به سبك و سياق و وزنِ قصيدة قوامي رازي امّا با قافيّة متفاوت سروده شده است و هفتاد و چهار بيت دارد. از اين سه بيت ميتوان وزن و قافيه و نوع قصيده را شناخت و بر اساس القاب مستخرج از توشيح قصيده كه ذبيح الله صفا در تاريخ ادبيات آورده، ميتوان گفت كه تعداد ابيات قصيده سيّد ذوالفقار حدوداً صد و بيست و هشت بوده است. از قصيدة مفاتيح الكلام في مدائح الكرامِ سيّد ذوالفقار شرواني، علي رغم سعي بليغ نگارنده و جستجو در ميان ديوان اشعار وي و برخي نسخ خطي قصايد مصنوع، بيش از سه بيت كه در برخي تذكرهها وجود دارد، به دست نيامد. شمس فخري اصفهاني كه خود داراي قصيدة مصنوع است، از قصيدة مصنوع پدرش سخن نگفته است. ممكن است اين شائبه در ذهن صورت بندد كه منظور بهاءالدّين ساوجي از فخري، شمس فخري باشد كه در سال 732ق. قصيدة مصنوع خود را در مدح غياث الدّين وزير سروده است. در اين نسخه دو قصيدة مصنوع آمده كه يكي از قصايد، سرودة بهاءالدّين ساوجي و ديگري از نصرالله عراقي است. در منابع بعدي همه جا مبتكر اين نوع قصيده را سيّد ذوالفقار شرواني معرّفي كردهاند و هيچ سخني از قصيدة بهاءالدّين و نصرالله به ميان نياوردهاند. نصرالله عراقي، مخترع قصيدة مصنوع را جمالي ستمكش دانسته است. دولتشاه علاوه بر اينها از شمس فخري و قصيدة مصنوع وي نيز كه در سال 732 هـ. اين تصوّر درست نيست و شمس فخري و سيّد ذوالفقار را به هيچ روي نميتوان معاصر تلقي كرد؛ زيرا سيّد ذوالفقار از پدر شمس فخري بزرگتر بوده و شمس در زمان مرگ ذوالفقار (در ميان 669-679ق) هنوز به دنيا نيامده يا بسيار خردسال بوده است. كمالالدين علي محتشم كاشاني شاعر ايراني عهد صفويه و معاصر با شاه طهماسب اول است. از بديعيّههايي كه پَسرو قصيدة قوامي گنجهاي هستند، به ممتاز البدايع از حافظ علي بن نور كاتب غوري هروي، متخلّص به عيشي و بديعيّههاي شمس الدّين بردعي (شاعر سدة دهم) و محمّد ابراهيم شربتدار از شعراي زمان شاه سلطان حسين صفوي ميتوان اشاره كرد. وقتي علي اكبر7 به شهادت ر آكادمي ژرف انديش ، امام حسين7 گريهكنان وارد خيمه شد. بر آن بودم كه در اين گفتار اشعار وارد شده در 54 آيين سماع به زبان فارسي و احيانا تركي و عربي را بررسي كنم،ولي شايد اين بررسي براي شنوندگان كه از راه گوش خواهند شنيد،چندان جالب نباشد. براي همين مورخ بايد سعي كند تا گزارشها را بهصورت «اما و اگر» بنويسد. پوئم سنفوني اثري است براي اركستربر روي يك داستان يا يك ايده ذهني يا بر مبناي يك توصيف مشخص، مانند توصيف يك پديده طبيعي يا خود طبيعت، يا توصيف يك شخصيت و مانند اين ها. با اين حال، اولين حوادث قبل از استفاده او از ويلچر و نشانه هاي آشكار زوال ذهني بود. امام(ع) گفت: نامهاى من آكادمي ژرف انديش ان را مىدانست و از مسائل مشكلى كه ديگران از آن غفلت مىورزيدند سؤال مىكرد و هرگاه از آن مسائل از او مىپر آكادمي ژرف انديش ند، درمىيافتند كه آگاه است» (ثقفي، 1373: ۶۱ و ۶۲). در زيارت امام رضا7 ، در خور توجه است (خاقاني، 1378ش، ص97). ↑ محمدي ريشهري، دانشنامه امام حسين، ۱۳۸۸، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵. ↑ «هلند مقابل آرژانتين: ۰-۰(۲-۴)». ↑ Cochran, Judith (2018-11-05). "Democracy in the Middle East: The Educational Battle". ↑ «خنياگر». موسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا و مركز بينالمللي آموزش زبان فارسي. در عهد ساسانيان مشاوران را اندرزگر ميخواندهاند (رك: لغتنامۀ دهخدا. وي كه در حدود سالهاي 674 ق. ممكن است گفته شود كه منظور وي از جمالي، جمال الدّين قوامي مطرّزي بوده و ستمكش نيز تصحيف سيمكش است كه به مطرّزي اشاره دارد. او را قصيدهاي است مطوَّل، اقسام صنعت در وي كار فرموده.
دوشنبه ۲۴ بهمن ۰۱ | ۱۵:۲۵ ۹ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است