علاوهبراين، در سنّت ايراني، سازها هم ازلحاظ دستهبندي كلي و هم ازلحاظ ساختار، سه دستهاند: بادي، زهي، ضربي، و نزد حكما، اين سه حكايت از سه مرتبۀ بنيادينِ نفس انسان حكايت دارد و هر مرتبه واجد حالاتي است كه با نواهاي مختلفي متناسب با موسيقي و سماع است؛ با اين تفاوت كه نفس غم، نفس شادي و نفس همۀ اين احساسات را گويي بهطرز مجرد در موسيقي و سماع ميتوان مجسم ساخت. سهروردي ترك دف و شبابه را با آنكه در مذهب شافعي جايز است، اوليتر ميداند» (بلخاري قهي، ۱۳۸۸: ۴۱). محمد پس از وفات پدرش در سال 138 قمري، در بين مردم از نظر علمي و معنوي مورد احترام بود. جز اشعار مولانا،از شعرهاي سلطان ولد و اولو عارف چلبي (نوهء مولانا)هم استفاده شده و با گذشت زمان از ديگر بزرگان طريقت مولوي هم -------------- (1). سماع در زمان سلطان ولد آدابي پيدا كرد و الآن به تقليد از همان آداب برپا ميشود كه جزئيات آن را بايد در منابع مربوط مطالعه كرد. اين ساز در اغلب نقاط كشور مورد استفاده قرار مي گيرد. استفاده از اين روش در چنين حالتي به نظر مفيد ميرسد، اما چنانچه بازيافتهاي حاصل از جستجوي هر يك از هويتهاي كتابشناختي روزولت را مرور نماييد، به سرعت در مي يابيد كه هر قالب به يك اثر خاص اشاره دارد و در حوزه سياست چنين امري عادي است. چنانكه گويي جان اوست كه موسيقي و سماع را در عالمي وراي عالم عادي ميشنود. وي در اشعار خود تمثيل بسيار داشتهاست، تكرار قافيه و شمار ابيات در اشعار او كم است، به قدري كه قالبهاي شعري را كاملاً رعايت نمودهاست. خدا رحم تو را قطع كند»؛ يعني نسل مرا از فرزندم قطع كردي و خدا هم نسل تو را از فرزندت قطع كند. خاندان بيگدليها مربوط بسلسله شاملو از طوايف قزلباش بوده اند و آن بيگدلى صاحب تذكره معروف اين خاندان است. وي كتابهاي سودمندي نگاشته؛ از جمله: مدخل الشرع الشريف علي المذاهب، معروف به المدخل، كه درباره فقه مالكي است. بنداري واژة سم را در اين بيت به معني معروف آن گرفته و بيت را نادرست ترجمه كرده است؛ چون با خرد جور نميآيد كه رستم بگويد، دخمة زرّين به جاي نميماند و آن وقت دخمه را از ناخن چارپايان بسازد»؛ اما همو در ادامه تصريح دارد كه: «سم به معني خانه و سوراخ و سمبه در لغت شاهنامة عبدالقادر وفهرست ولف نيامده.گويا آنها هم سم را در اين بيت به معني ناخن چهارپايان گرفتهاند» (نوشين،229:1353؛ ياحقي،156:1368). موسيقي را ابتدا گوش ميشنود؛ ولي از يك جا به بعد، ديگر گوش نيست كه موسيقي و سماع را ادراك كند؛ بلكه با شنيدن آن است كه سالك به وجد مي آيد يا بهقول سهروردي «حالت» ميشود. موسيقي و ادبيات از ديرباز به عنوان دو مقوله ي جدانشدني آن چنان مورد اهتمام خاص مات ها بوده است كه نمي توان مرزي واقعي ميان آن دو قرارداد اين در حالي است كه با توجه به بسترهاي گوناگون هر دوي آنها استقلال خاص خود را دارند در نوشتار حاضر ادوار ايقاعي و تاثير آن بر عروض و اوزان شعري يا روش تحليلي توصيفي بررسي گرديده است به همين منطور به برخي از اصلاحات مربوز به موسيقي و ادبيات از قبيل : وزن ، شعر افاعيل عروشي ريتم موسيايي نقره و ايقاع(زمانبندي موسيقي شعري در دوران قديم)انواع ايقاع اركان ايقاعي اتانين ايقاعي و دور كه معادل وزن است تشاره مي شود همچنين برخي از ديدگاههاي عبدالقادر مراغي و صفي الدين ارموي در اين خصوص كه ايقاع بخشي مهم در صناعت شعر و موسيقي بوده در حقيقت عروض فارسي متاثر از قريحه موسيقايي ايراني است تحليل گرديده است هم چنين با بررسي آثار اين بزرگان بر اين نكته تاكيد شده است كه ريتم در موسيقي ايران متاثر از وزن كلام موزون يا شعر پارسي است و موسيقي شناسان قديم با تكيه به اركان ايقاعي كه در واقع رابطه ي بين اوزان عروضي و وزن هاي موسيقايي است تئوري موسيقي خود را درباره ايقاع بيان مر كردند. در يك اثر تاريخي مورخ با زباني تخصصي و ادبيات علمي سعي ميكند تا ادعايي تاريخي را با استناد به منابع و كشفيات جديدي كه به آنها ر آكادمي ژرف انديش ه است رد كند و يا اينكه موضوعي تاريخي را بهوسيله شواهد جديد اثبات نمايد. «لهجههاي منطقهاي» نيز در تعيين شكل روايت يك راوي اثرگذارند. همچنين برخي از اسامي نيز نام دانشمندان بزرگ ديني است و براي بسياري از آقا پسرها به كار مي روند. از دوره وي، هيچ نوع سكهاي وجود ندارد كه نام خلفاي چارگانه روي آن نقر شده باشد. بايد مجددا يادآوري كرد كه براي مراسم سماع در زمان حيات مولانا آداب خاصي وجود نداشته است. والي برترين قدرت سياسي، نظامي، قضايي و اقتصادي قلمرو تلقي ميگرديد كه بين او به عنوان صاحب منصبي سياسي، فرماندهي نظامي و زمين داري مقتدر حد و مرزي روشن وجود نداشت. جسم نحيفش تحمل اين بار گران معنارساني را نداشت. تمثيل مرغ و قفس را سهروردي در رسالۀ لغت موران نيز به كار برده و جان را طاووس خوانده است كه در قفس تن گرفتار شده و گاهي بوهايي ميشنود و شوقي در او پديد ميآيد كه باعث اضطراب و حركت او ميشود.
دوشنبه ۲۴ بهمن ۰۱ | ۱۵:۵۹ ۱۰ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است