آيا كسى هست كه دين خدا را يارى نكند؟

۹ بازديد

محمد معين با استناد به بيتهايي از ديوان حافظ، او را معتقد به مفاهيم ديني اسلام از جمله رستخيز توجه دانستهاست. ↑ بهطور مثال حكايت شمارهٔ ۱۱ از باب دوم گلستان: «در جامع بعلبك وقتي كلمهاي هميگفتم به طريق وعظ، با جماعتي افسرده و دل مرده و ره از عالم صورت به عالم معني نبرده، ديدم كه نفسم درنميگيرد و آتشم در هيزم تر اثر نميكند … وااااااقعا خيلي خيلي زحمت كشيديد..من كلللي دنبال اين كتابا گشتم اما توي هيچ سايتي دانلودشونو نديدم..خيلي تعجب كردم وقتي ديدم همونموقع دانلود شد.. طلاب اين مدارس وهابى نيستند، ديوبندى هستند و با وهابيان به شدت مخالفاند؛ اما مسائل سياسى سبب شده تا در مخالفت با وهابيان سكوت كنند. سخن گفتن همواره به معناي ارتباط با ديگران است. با شروع DSM -II، ساديسم جنسي و مازوخيسم جنسي به عنوان رفتارهاي انحرافي جنسي ذكر شده است. مورخين معاصر، معتقدند كه هرودوت همواره مسائل مهم تاريخي را با افسانهپردازي آميختهاست.

مهم نيست همگرايي را معادل كداميك از مفاهيم ذكرشده بگيريم. در پايان مراسم شستوشوى كعبة معظمه و خوشبو كردن آن، پردهداران جاروها را در ميان مردمِ گردآمده بر در كعبه، تقسيم و توزيع ميكنند. بر اين اساس ، سروده هايي كه حدفاصل بين شــروع تجاوز دشـمن تا پذيرش قطعنامه (٥٩٨) را در بر ميگيرد و درون مايه اصـلي آنها تشـويق و تكريم دوســـت و تحقير و تهديد دشـــمن و تقويت روحيه مذهبي و ملي براي حفظ وطن و انقلاب اسـت ، شـعر جنگ ناميده شـده اسـت و اشـعاري كه پس از قطعنامه و بر اسـاس آگاهي شاعران از سـرشت سياسي جنگ ، خلق شده است ، به عنوان شعر دفاع مقدس شناخته شده است . تا اين كه امپراتورى عثمانى به سال 1235 هجرى، آنان را از بين برد. در اين كتاب گفته شده هفتاد درصد ديوبنديها با وهابيت مخالفاند و سى درصد به آنان تمايل دارند كه وارد ايران شدهاند. البته اين سلفى گرى با ديگر مسلمانان برخورد ندارد و رويكرد تقريبى دارد.  آكادمي ژرف انديش قطب، از درون تفكرات سلفى گرى اعتدالى و تقريبى اخوانالمسلمين بيرون آمد و در زندان تندرو شد. پس از وى، حسن البنا شاگرد رشيد رضا، رئيس اخوانالمسلمين مصر، به سلفى گرى گراييد. زني كه در اين محل قرار ميگيرد، حق ندارد قبل از آنكه يك خارجي پولي بر روي زانوي او افكند و با او داخل معبد مقدس مقاربت كند، به خانه خود باز گردد» (هرودوت، 1384: 274). ويل دورانت ضمن نقل اين حكايت يادآور ميشود كه «بابليان معمولاً روابط جنسي پيش از زناشويي را تا حد زيادي مجاز ميشمردند.

در اين مدت، افراد ديگرى كه در سازمان هستند، معيشت خانوادهاش را بر عهده دارند. اين جنگجويان وظيفه دارند از تمامي جهانها دفاع كنند. افرادى كه اعزام مىشوند در تمام مدت تبليغ، هيچ گونه ارتباطى؛ حتى ارتباط تلفنى با خانواده خود ندارند؛ نه او خبرى از آنان دارد و نه خانوادهاش از او خبرى دارند. اكنون روش كار آنان اين است كه شبهاى جمعه در مساجد اعلام مىكنند: آيا كسى هست كه دين خدا را يارى كند؟ دراين روش انتخاب كليدواژه ها، كنترل اصطلاحات تخصصي و هماهنگي بين آنها توسط ماشين انجام ميگيرد. بهخاطر ابتكار و استقلال انديشهٔ حافظ و دگرگوني معنا و مفهوم و حالوهواي اصطلاحات رايج در شعرش، رندي فراتر از اصطلاحي عرفاني، در منظر حافظ ظاهر ميشود. ديوبنديها از طرح جماعة التبليغ نيز استفاده كرده و اكنون در استان سيستان و بلوچستان، بسيار فعال هستند. در شبهقاره هند، بويژه پاكستان اين كار به شدت رواج يافت و از حدودِ چهل سال پيش، اين جماعت وارد استان سيستان و بلوچستان شد و شروع به تبليغ كرد. اين كار سريع گسترش يافت و مديريت كلان پيدا كرد. در شهرهاى مختلف آن جا اين مدارس تأسيس شد و پس از انقلاب گسترش يافت.

نام كسانى كه حاضر به همكارى هستند، در دورههاى سه، ده يا چهل روزه براى اعزام نوشته مىشود. وي معاصر و معاشر با شيخ صفي الدين اردبيلي وسعدالدين ساوجي (وزير غازان )بوده وكتاب شرح شافيه ابن حاجب را در صرف به نام اين وزير نوشته است كه از بهترين شروح شافيه ابن حاجب محسوب مي شود.بنابر روايت صاحب طبقات اسدي فخرالدين احمد منهاج بيضاوي و حاوي الصغير را نيز شرح كرده، ليكن به اتمام نرسانده است. يكى از بزرگان ديوبنديه به نام احمد حسين مدنى كتاب الشهاب الثاقب را در ردّ وهابيت نوشته است و كتاب ديگر المهنّد على المفنّد است كه سهارنپورى آن را نوشته و 65 نفر از علماى ديوبنديه بر آن تقريظ نوشتهاند. سازمان جامعةالتبليغ، هشتاد سال پيش اين طرح را اجرا كرد و عدهاى بر اساس احساس دينى، ماهى سه روز براى تبليغ به روستاها مىرفتند. ق، دو تن از دانشمندان انگليسي به نامهاي رابرت و هرمانوس دالماتا براي اولين بار كتاب قرآن را به لاتين ترجمه كردند. اين ساز معمولاً ايستاده نواخته مي شود و همچنين ساز ديگري هم وجود دارد كه به گردن آويخته شده و داراي پرده و پكه مي باشد كه آن را آكارديون مي نامند، چون در كشورهاي پاكستان، هند و افغانستان موسيقي در حلقه هاي كلاسيك و محلي روي كف نشسته اجرا مي شود هندي ها توانستند از روي همين ساز غربي سازي را اختراع كنند و بطور نشسته آن را بنوازند و نام آن را هارمونيه گذاشتند و همين هارمونيه كه در اصل ساز غربي است دوره گردها كه موسيقي را ايستاده اجرا مي نمايند در دو دستهٔ آن طنابي بسته و آن را در گردن يا شانه مي آويزند و مي نوازند.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.