داستان رستم وسهراب در شاهنامة فردوسي

۱۰ بازديد

نتيجة نهايي پژوهش ايشان نيز حاكي از آن است كه منشاء اصلي داستان رستم وسهراب در شاهنامة فردوسي، اسطورهاي است كه هرودوت در باب منشا قوم سكا بيان كرده است (رك. Szemerényi, 1980:39 بنابراين، ميتوان احتمالداد كه داستانهاي قوم سكا همراه با ورود تيرههايي از اين قوم كه در عهد اشكانيان، از ناحية سغد وارد جنوب شرقي ايران شده و ولايت زرنگ را تصرفكردند؛ با داستانهاي محلّي زرنگ در هم آميخته و از آنجا به تاريخ ملّي و اسطورهاي ايران راه يافته است. از ترانههاي سروده شده توسط وي ميتوان «شد خزان»، «شب جدايي»، «كاروان»، «مرغ حق» و «جواني» را نام برد. Herodotus,2009:155-156 ( چنانكه متذكّر شديم؛ در اين اسطورهها ميتوان شباهتهايي چند با داستانهاي شاهنامه تشخيص داد. وي مرثيههاي زيبايي نيز با استفاده از ماده تاريخ (حروف ابجد) در مرگ بزرگان و دوستان خود سرود كه اين اشعار از ارزش بالايي برخوردارند. اولين اپيزود اين پادكست به مرگ سياه يا داستان طائون سياه اشاره دارد. گمانه زني هايي در مورد اولين زمان ايجاد خط ميخي و دبيره هاي آن وجود دارد كه اكثراً بر پيدايش خط ميخي در دوره داريوش هخامنشي تاكيد دارند. او اولين معلم ايراني است كه براي كودكان شعر سرود و آموزشهاي خويش را با كمك اشعار و به صورت بازيگونه به كودكان خردسال ارائه داد.

داستان تقسيم يك شاهنشاهي بزرگ ميان سه پسر كه پسر كوچكتر، كشور اصلي را صاحب شده باشد، از ايام بسيار كهن ميان ايرانيان شمالي وجود داشت و اين داستان را ايرانيان از ادوار قديمتري به خاطر داشته و از ميان هند و اروپاييان به كشور خود آورده بودند». پيشة پردرآمد مردم سغد دربيشتر ادوار تاريخي پيشگفته، بازرگاني بودهاست. اين چهارمين گل او در اين مرحله از مسابقات در سال ۲۰۱۴ و در مجموع هشتمين گل او در مسابقات مقدماتي جام جهاني بود و او را سومين گلزن برتر آرژانتين در مسابقات مقدماتي جام جهاني در ادوار مختلف كرد. غيبگويان ايشان به وسيلة دستههايي از تركه و با شكافتن الياف درختان، آينده را پيشبيني ميكردند. تقابل بين سكاها سيستان با ايرانيان در داستان نبرد رستم و اسفنديار نمود بيشتري دارد. «واقعه يا حادثه يكي از عناصر ساختاري داستان است كه همراه با عناصر هم چون گره­افكني، كشمكش، هول و ولا، بحران و نقطة اوج و گره­گشايي، تنه اصلي پيرنگ را در حكايت و داستان شكل مي­دهد». خالقيمطلق، ضمن مقالة مفصّلي در باب منشاء داستان رستم و سهراب كه درآن از ديدگاه ادبيات تطبيقي، به موضوع نبرد پدر و پسر در روايات حماسي و افسانههاي اقوام جهان پرداخته است با نقل و مقايسة روايات آلماني، ايرلندي، روسي و روايت فردوسي از اين داستان و تذكّر اختلافات متعدد آنها با هم، ارتباط اين چهار روايت را از ديدگاه هاي مختلف مورد تحقيق قرار داده و در نهايت به اين نتيجه ر آكادمي ژرف انديش ه است كه اصل هر چهار داستان، يك» افسانة گردنده« است كه از محلّي به محل ديگر رفته است.

البته اين نكته نيز قابل تذكر است كه به اعتقاد برخي محقّقان، ساكنان سغد، خود تباري سكايي داشتهاند و حتي برخي لفظ "سغد" را تغيير شكليافتهاي از لفظ "سكا" دانستهاند (رك. رك. 247-249 Frye, 1996 ؛( Sundermann et al, 2009: xix ويژگيهايي كه در باب سغد وتاريخ و فرهنگ آن برشمرديم حاكي ازين واقعيت است كه اين تمدّن غني نقطة برخورد فرهنگها وتمدنهاي مختلفي بوده وجايگاه راهبردي اين سامان بخوبي توانسته است، به عنوان انتقال دهندة ميراث فرهنگي اقوام گوناگون بهيكديگر، ياري رساند (رك. سغديان از هزارة دوم پيش از ميلاد در نواحي ياد شده سكونت داشتند و در هزارة يكم پيش از ميلاد داراي تشكيلات حكومتي و فرهنگ وتمدني درخشان بودند. 3- بسياري از خصايص قومي و ويژگيهاي مختلف قوم سكا و آداب ورسوم ايشان؛ مانند آيين دفن مردگان، داراي موارد مشابهي در شاهنامة فردوسي است. نوشتن كتاب تاريخ درسي توسط سياستمداران نيز اگر چه داراي مزايايي بود و با ذوق و نوآوري انجام گرفت؛ ولي پارهاي ملاحظات سياسي را هم به درون محتواي آموزشي كشاند كه شايستة نظام تعليم و تربيت نبود. تمايل حكومت پهلوي اول به نوسازي سيستم آموزشي كشور باعث شد تا بودجه بيشتري به مدارس مختلف اختصاص پيدا كند.

جلد اول و دوم. اما پادكستها ميتوانند سرعت يادگيري ما را بالا ببرند. ديوان در انجمن به شوري ايستادند و به يكديگر چنين گفتند: بزرگ زشتي بود و بزرگ شرمساري از طرف ما كه از يكتنه سوار چنين به شهر پناه بريم. يك هزار تن با زحمت توانستند به شهر در آيند. 2- با در نظر گرفتن اصل مشترك سكايي براي تورانيان و سيستانيان در شاهنامة فردوسي و متمايز كردن تورانيان از تركان آسياي مركزي، اشتراكات فرهنگي فراوان ميان تورانيان و ايرانيان در شاهنامة فردوسي، مانند استفادة تورانيان از اسامي كاملاً ايراني، توجيهپذير جلوه ميكند. او در شرح حال محمدبن­ادريس شافعي، در تبيين كيفيت انتساب وي به تشيع، به متواتر بودن حديث ولايت اشاره ميكند و مي­نويسد: «با اين اعتبار، احمدبن­عبدالله عِجْلي در مورد شافعي ميگويد: ثقه است؛ ولي به تشيع تمايل داشته. البته معناي نهچندان مثبت "سگزي" را در متون ادبي ديگر نيز ميتوان ملاحظه كرد؛ براي مثال در كتاب چهارمقاله در توصيف ابتداي حال فرّخي سيستاني كه ظاهري آشفته و نابسامان داشت؛ واژة "سگزي"، بار معنايي مشابهي دارد: «خواجه عميد اسعد مردي فاضل بود و شاعردوست، شعر فرّخي را شعري ديد تر و عذب، خوش و استادانه، فرّخي را سگزيي ديد بياندام، جبّهاي پيش و پس چاك پوشيده، دستاري بزرگ سگزي وار در سر و پاي و كفش بس ناخوش و شعري در آسمان هفتم.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.