منظور او از آينه اين است كه: «فيلم واقعيت نيست

۷ بازديد

منظور او از آينه اين است كه: «فيلم واقعيت نيست، اما در عين حال نمي­تواند خود را به طور كامل از شر شرايط حقيقي رها كند؛ مثل آينه كه آن­چه را پيش­رو دارد، با اين­كه ممكن است تحريف كند، محدود سازد و در چارچوبي قرار دهد، سرانجام در خود منعكس مي­كند، فيلم نيز جنبه­هايي از جامعهاي را كه در آن ساخته شده است، نمايش مي­دهد»­(همان: 87)­. نظريه فمينيستي فيلم نيز به نقد و ارزيابي بازنمايي زن در آثار سينمايي مي­پردازد، نمايش زن به عنوان ابژه نگاه مرد و نيز حضور منفعل زن در فيلم كانون مطالعات اين گرايش است. همان طور كه دريدا تقابلها را خشونت آميز ميداند، تفسير اخلاقي نيز براي طرد و نفي خشنِ جهانِ نيروهاي مادي عمل ميكند. آنگاه واقعيت تراژيك را تاييد خواهيم كرد؛ اين كه آن زاويه ديدي كه مطلق فرض ميكرديم، فقط زاويه ديد كوچك خودمان است كه هيچ اولويتي بر بينهايت زاويه ديد ديگري كه ميدانيم وجود دارند ندارد. 10. موسيقار، سازي متشكل از ني­هاي بزرگ و كوچك بوده است. در مقابل روشن است كه وقتي نيچه از هستي سخن ميگويد، منظورش هستنده ثابت، واحد و پايدار است. به همان شيوهاي كه فرويد از سركوب غرايز به ناخودآگاه سخن ميگويد. او در «دربارهي گراماتولوژي» از سركوب نوشتار توسط گفتار سخن ميگويد.

و هر چه بگذاريم عاطفههاي بيشتري در باب يك چيز با ما سخن گويند، چشمانِ بيشتر، چشمان گوناگونتر بر آن گماشتهايم و دريافت ما از آن و عينينگري ما بدان كاملتر خواهد بود. ما بايد بپذيريم كه در جهان ظواهر و جهان تفسيرها گرفتاريم و از افسانهپردازي بپرهيزيم. رابرتز-گيلون ميگويد: «نيچه هر تفسيري از جهان را كه بگويد مطلقاً درست است و به تجربيات تازه مجال بروز ندهد رد ميكند» (Roberts-Gillon, 2005:2). به همين دليل وي باور به هستي را رد ميكند و هراكليتوس را محترم ميشمارد. خاقاني بخوبي توانسته از خصوصيات و حالات نوشتاري حروف در پويايي و تصوير سازي شعر خويش بهره برد. از ميان آنها، شكل حرف الف، ميم، نون، سين، عين، دال، ها و لام در تصاوير هنري خاقاني به ترتيب بيشتر مدّ نظر قرار گرفتهاند. معنا در فرآيند خواندن و نوشتن توليد ميشود و هرگز از پيش وجود ندارد. اگر اين نكته را با آنچه نيچه درباره سقراط ميگويد جمع كنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه آنچه سقراط به مثابه نظرگاه بيطرفانه، يعني عقلانيت، معرفي ميكند، يكي از چشماندازهاي ممكن است كه با ترفندِ ادعاي چشمانداز نبودن از داوري مبرا ميشود. آنچه در اين تاريخ دو هزار ساله مشترك است، باور به امري بيزمان وراي جهانِ شدن است، امري كه نظرگاه خنثي و بيطرفانه را ممكن ميسازد، همان كه در پژوهش حاضر «حضور» خوانده ميشود.

به دليل آن كه كتاب­ها گاهي به پيش از يك سال براي كامل شدن نياز دارند، حتي بعد از مرگ نويسنده هم مي­توان دست نوشته­ها را براي چاپ به ناشر سپرد. متافيزيك از افلاطون به بعد گرايشي شديد به تئوريا و بيطرفانه ديدن داشته است. در مدل نظري جاگار(1992) متغيرهاي پايگاه اقتصادي- اجتماعي، منشاء جغرافيايي، سن، جنسيت، نياز به موفقيت و احساس بي­قدرتي از عوامل مؤثر بر تقديرگرايي محسوب مي­شود. كارگرداني اين فيلم بر عهده آنجلا باست، بازيگر فيلم در انتظار بازدم هوستون بود و مدل يايا داكوستا ، هيوستون را به تصوير كشيد . درآمد كلاني كه در دست حكومت بود به صورت سرمايه­گذاريهاي كلاني در بخش اقتصاد و صنعت و نيز ارتش، مصرف شد. «سروران فيلسوفم، از اين پس خود را بهتر بپاييم در برابر آن افسانه خطرناك مفهومي ديرينه كه يك " سوژه شناسنده نابِ بيخواستِ بيدردِ بيزمان" فرا مينهد. از جمله اين هنرمندان، وحيد تاج ، خواننده موسيقي ايراني است كه پس از كنسرت آنلايناش در ابتداي سال ۹۹، ديگر فعاليتي از او ديده نشده است. پس در حالت كلي مي­توان گفت «انتقاد از غرب و مدرنيته» مخرج مشترك كارهاي روشنفكران وابسته به اين  هنر موسيقي  بود و هر يك راه حل و جايگزيني را براي اين مشكل پيشنهاد مي­كردند، به عنوان نمونه آل­احمد «بازگشت به خويشتن» را مطرح ميكرد و علي شريعتي هم خواستار دگرديسي در مذهب شيعه مي­شد تا دوباره به مكتب مبارزه تبديل شود.

هيوستون به عنوان تهيه كننده اجرايي اين فيلم نيز شناخته مي شود. بعداً در سال 1991، هوستون كنسرت Welcome Home Heroes خود را با HBO براي سربازاني كه در جنگ خليج فارس و خانواده هايشان مي جنگند برگزار كرد. كه آن را مطلق در نظر گرفته ايم. نيچه كه هدف فلسفهاش را واژگون كردن افلاطونگرايي اعلام كرده، تلاش كرده است به آن چيزي اولويت دهد كه در طي تاريخ متافيزيك به سودِ عقلانيت و نظريهباوري، طرد و سركوب شده است: نظرگاه، تفسير و شدن. بنابراين كسي كه ادعا ميكند به حقيقت دست يافته است، صرفاً تفسير خود را بر تفسيرهاي ديگر ارجحيت داده است اما اگر بپذيريم كه تنها با تفسيرها سروكار داريم، تفسيرِ خود را صرفاً يك تفسير تلقي ميكنيم. عقل در متافيزيك افلاطوني قسمي ديدن است اما ديدني كه همچون ديدن حسي، محدود به چشمانداز نيست. ارائه مجموعههاي رسانهاي ديجيتال به كاربران به نحوي كه بتوانند از راه دور از آنها استفاده كنند، مانند كتابهاي صوتي و يا كتابخانههاي دانشكدههاي موسيقي، ميتواند منابع شنيداري معرفي شده توسط استاد را در اختيار دانشجويان دورههاي مربوط قرار دهد. يا به بيان دريدا، مدلول استعلايي گره خورده است. به چيزي ارزش ميدهد كه ريشه در چيزي ديگر داشته باشد و اصلاً ريشه در چيزي ديگر داشتن را خودِ ارزش ميداند.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.