از آكادمي ژرف انديش بن طاووس اجازه داشت

۱۱ بازديد

در آن زمان، ما مي خواستيم در يك نقاشي واحد بخشي از جهان را به تصوير بكشيم و اين احساس را در بيننده القا كنيم كه دارد صفحات تاريخ را ورق مي زند. آنها همچنين از دستاندازهاي مكرر عثمانيها و متحدان كرد آن يعني بابانها، بارها از قلمرو خود - كه بخش مهمي از قلمرو ايران بود - دفاع كردند. سن كم امام براي عموم شيعيان مشكلساز بود؛ اما باتوجه به مرجعيت كنشگران در جامعه و تأثير آنها در مواضع تودهها، امام در مواجهه با ترديد خواص، شبهات را رفع و ﻣﺴﺌﻠﮥ امامت را تبيين كردند. تركان عثماني كه در نبرد با صفويان، پيرو اعمال سياستهاي دوستانۀ خود با امارتهاي كردنشين بر سه چهارم كردستان سلطه يافتند، همواره به آذربايجان و كردستان اردلان نيز چشم طمع داشتند آنان به منظور ايجاد توازن قوا در مرزهاي غربي ايران، امارت كردنشين بابان را در همسايگي مرزهاي ايران تقويت كردند. در حالي كه موسيقي غربي چه به شكل يك اتود كوچك و چه به شكل اجراهاي عظيم اركستري بر پايه اصول و قواعد و اهداف زيبايي شناسانه تصنيف مي شود و بديهه سازي و آزادي تغيير لحن موسيقي شرق جزو كيفيات موسيقي غربي نيست . ياسمي، 1369 :203-204) اگر چه در پي اين استراتژي بسياري از امارتهاي كردنشين تابعيت عثماني را پذيرفتند، اما برخي از آنان چون امارت كرد نشين بني اردلان - كه در كردستان جنوبي بر بخشهايي از نواحي غربي و شرقي زاگرس سلطه داشتند - تازمان شاه عباس اول در جهت منافع كوتاه مدت خويش گاه رومي وگاه قزلباش بودنداين بنا از نوع كاخ قلعه بود كه علاوه بر مركزيت اداراي و سياسي، محل سكونت والي و بستگان نزديكش نيز بود. به او نسبت به پيشينيانش رويكرد رسمي كمتري نسبت به پاپ نسبت داده ميشود، بهعنوان مثال انتخاب براي اقامت در اين كشور.مهمانخانه Domus Sanctae Marthae به جاي آپارتمان هاي پاپي در كاخ حواري كه توسط پاپ هاي قبلي استفاده مي شد. باتمام اين تفاسير و عليرغم كاركردهاي مهم والي نشين اردلان براي دولت مركزي در راستاي سياستهاي توسعه طلبانه قدرت مركزي در عهد ناصري و تمايل به ادغام قدرت هاي بومي در حاكميت متمركز، در اوج سلطه و سلطنت استبداد عصر ناصري قاجارها در نهايت توانستند در جهت تقويت حكومت متمركز واحد به حيات سياسي حكومت اردلان در سال 1284 ﻫ.ق خاتمه دهند. در پي سقوط دولت صفويه عثماني ها با استفاده از آشفتگي اوضاع ايران و ضعف دروني حكومت محلي اردلان، با حمايت از بابانها، توانستند قلمرو اردلانها را به مدت شش سال به اشغال خود در آوردند.

اما بعد از سقوط خاناحمدخان و روي كار آمدن سليمانخان اردلان، وضعيت كاملاً دگرگون شد. عليرغم آن كه منابع تاريخي اردلان دربارۀ دورههاي صفويه تا اواخر قاجاريه، محدود و انگشتشمار بوده و در آنها اشارۀ مستقيمي به ساختار و تشكيلات سياسي حكومت اردلانها نشده است، اما با مطالعة اجمالي ميتوان به طور غير مستقيم و كلي، اندكي راه به مقصود برد. اين ساز و پيچ كوك هاي آن از چوب درخت توت ساخته مي شوند. علاوه بر اين، اعزام نيرو چه به منظور سركوب شورشهاي داخلي و چه شركت در نبردهاي خارجي در صيانت از تماميت ارضي و حفظ نظم و آرامش داخلي قلمرو از ديگر وظايف آنها بود.در نهايت والي نشين اردلان با توجه به اهميت و موقعيت استراتژيك و مهمي كه در مرزهاي ايران داشت براي حكومت مركزي حائز اهميت بود آنان با اختيارات داخلي قلمرو خويش و با توجه به ضرورتهايي كه احساس ميكردند با تأسي از حكومت مركزي و متناسب نياز دروني، ساختار سياسي، نظامي و اقتصادي در درون قلمرو كوچك خويش پديد آوردند كه تابع و نمونه كوچكي از ساختار قدرت مركزي در برابر قدرت هاي پيرامون بودكه تا پايان حكومت والي نشين اردلان در تأمين امنيت داخلي قلمرو واليان و حفظ حدود و ثغور مرزهاي غربي كشور و ارائه كاركردهاي چند گانه به حاكميت مركزي نقش موثري ايفا نمود.

مادامي كه ولات اردلان از اين كاركردها در راستاي تحقق اهداف دولت مركزي بهره ميگرفتند، حاكميت سياسي آنان بر قلمروشان تأييد ميگرديد. والي برترين قدرت سياسي، نظامي، قضايي و اقتصادي قلمرو تلقي ميگرديد كه بين او به عنوان صاحب منصبي سياسي، فرماندهي نظامي و زمين داري مقتدر حد و مرزي روشن وجود نداشت. ، اين منطقه در نبرد با عثمانيها به عنوان يك منطقۀ مرزي، جولانگاه قدرت طلبيهاي آنان شد(مك داول، 75:1380) شاه اسماعيل از همان اوان حكومت خود نسبت به امرا و رؤساي قبايل كردستان، ديدگاه خوبي نداشت. واژههايي چون algebra در زبانهاي انگليسي، فرانسه و مانند آن، همگي بهواسطهٔ زبانهاي لاتيني مأخوذ از واژهٔ «الجبر» عربي است كه نخستينبار در عنوان عربي اين اثر به اين معني به كار رفتهاست. مقارن استقرار سلطنت قاجار، بر منطقه كردستان فعلي و بخش هايي از كرمانشاه و همدان كنوني، خاندان كنوني و متنفذ اردلان سلطه داشتند كه سابقۀحكمراني آنان به دورههاي پيش از حكومت صفويه باز ميگشت.كردستان در عهد قاجار يكي از ولايات مهم ايران به شمار مي آمد وخود مشتمل بر هفده تا هيحده بلوك حاكم نشين بود كه همگي از نظر سياسي تابع والي نشين سنندج بودند. لذا از اين زمان به بعد حكمرانان اردلاني در راستاي نيازهاي داخلي قلمرو خود و براي افزايش توانمندي هاي اداري ونظامي -سياسي آن به توسعه تشكيلات و ساختار سياسي والينشين پرداختند ماحصل تلاشهاي سليمان خان وجانشينان او تا پايان حكومت قاجار به عنوان ساختار ثابت وتشكيلات سياسي واليان اردلان باقي ماند.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.