حسنخان در شاعري نيز مانند خوشنويسي و مملكتداري، مهارت و توانايي داشت. او در مقايسه با شاعران همعصر خود، شعر كمتر گفته است؛ اما با تأمل و دقت در همين ابيات، توانايي و سرشت استادي وي آشكار ميشود. او نمونه آدمي است كه ميراثي متفاوت با هم عصرانش بر جاي گذاشته است. در فصل گرم سال كه معمولا از اوايل بهار شروع مي شود رودباد جنب حاره اي به موقعيت شمالي بر مي گردد و با استقرار مراكز پر فشار جنب حاره اي در سراسر فلات ايران و استان اصفهان، تمام شرايط جبهه زايي از بين رفته و در نتيجه بارندگي قطع مي گردد. نامهها و مكاتبات حسنخان در مجموعهاي به نام منشآت حسنخان شاملو، در سال 1971 ميلادي به اهتمام استاد رياضالاسلام، با مقدمة انگليسي در كراچي، مؤسسة مطالعات آسياي غربي و مركزي، دانشگاه كامپيوس به چاپ عكسي افست منتشر شد. شخصيتي كه در پايان فيلم همه ما با چشماني خيس خداحافظي او را با سايرين تماشا كرديم. كه گروهي براي نجات اين اثر باستاني ادعا كردند اينجا قبر مادر حضرت سليمان(ع) است و آن را مشهد مادر سليمان خواندند و اين طرز فكر تاحدود هزار سال هنوز پابرجا بود كه نهايتا بعد از دفع خطر تخريب ، ايرانيان پرده از راز كوروش و مقبره او برداشتند . عمدة الاخبار در سال 1035 قمري و به قلم عباسي به رشته تحرير درآمده است (عباسي، بيتا، ص97). موسيقي مازندراني يكي از اصيل ترين موسيقي هاي ايراني است، كه با تاريخ پيوند مي خورد و در حقيقت پايه هاي فرهنگي اين رشته را در كشور ايران شكل مي دهد. نگارنده ميكوشد آنگونهكه شايستة اين شاعر فرهيخته و هنرمند است، آثار او تحليل و بررسي شود. روشن نيست كه حسنخان، خوشنويسي را نزد چه كسي آموخت؛ اما او را پيرو شيوة ميرعماد ميدانند. ليد: اثري براي يك صدا و يك ساز- كانتات: فرمي ست آوازي متعلق به دوره باروك- اوراتوريو: اثري ست آوازي و چند بخشي به همراهي اركستر و كُر بر روي متني طولاني كه معمولاً ديني- آييني يا توصيفي است- مس: آوازي ست كليسايي براي يادبود حوادث شام آخر عيساي مسيح- ركوييم: مرثيه اي ست كه در سوگ مرگ عزيزي سروده مي شود- مادريگال: آوازي ست غير مذهبي و داراي كلامي ساده و دلنشين- پاسيون: ذكر مصيبت به زبان موسيقي بر روي يكي از متون قديمي كليسا در بيان درد و رنج هاي عيساي مسيح يا حواريونش- سمفوني آوازي: سمفوني داراي بخش هاي آوازي با صداي تكخوان يا گروه خواني. آنها به اين نتيجه ر آكادمي ژرف انديش ند كه "مردان اغلب درگير اعمال مسلط هستند، در حالي كه زنان نقش تسليم را بر عهده مي گيرند. اين نتيجه با مطالعه اخير در مورد ترجيحات همسر مطابقت دارد كه نشان داده است زنان به طور كلي ترجيح بيشتري براي شريك زندگي غالب نسبت به مردان دارند. (Giebel, Moran, Schawohl, & Weierstall, 2015) زنان همچنين مردان مسلط و حتي مردان پرخاشگر را براي يك رابطه كوتاه مدت و براي مقاربت جنسي ترجيح مي دهند (Giebel, Weierstall, Schauer, & Elbert, 2013). )". از آنجايي كه تعداد پاسخ دهندگان زن به اندازه كافي نبود (22)، هيچ نتيجه اي نمي توان از آنها گرفت. تاكنون بهطور كامل و دقيق آثار خطي حسنخان معرفي و جمعآوري نشده است و بهطور پراكنده در متون از آنها ياد شده است. خاصيت اين غزل هاي بي شمار، يكنواختي عمومي آنها در بيان حالت هاي عشق و وصال و فراق و اميد و حرمان و شوق و يأس و اين گونه عواطف گوناگون است كه طبعاً در شعر غنايي بدان ها باز مي خوريم. فضاي كلّي غزل وي عشق و عاشقي و نيز مضاميني چون عرفان، اندرز، طعنه، شكوه، اشارات و مفاخره است. استرآباد زبان گرگاني را حفظ كرد تا اينكه در دورهٔ بين سدههاي ۱۵ تا پيش از آغاز سدهٔ ۱۹ ميلادي اين زبان در اين منطقه بهطور كل منقرض شد و جاي خود را در استرآباد و پيرامون نيز به فارسي و در بخشي از گنبد كاووس و تركمنصحرا به تركمني داد. كنگره كميسيون برج را براي بررسي اين رسوايي تأسيس كرد و به درخواست ريگان، هيئتي از قضات فدرال لارنس والش را به عنوان دادستان ويژه منصوب كردند.متهم به تحقيق درباره رسوايي ايران كنترا. خميرماية اصلي شعر حسن خان شاملو به مانند سرايندگان سبك هندي، اصطلاحات و زبان كوچه و بازار، تصويرسازي «ايماژ»، خيال پردازي، مضمون يابي به ويژه مضامين نو و بديع تشكيل مي دهد. حسينخان، فرزند عبديبيك شاملو است و برادر پدري دورميش خان و از طرف مادر نوة شاه اسماعيل است (ر.ك: بيگدلي، 1367: 415). هرات درسال 916 قمري فتح شد و حسينخان بيگدلي شاملو، پدرحسنخان شاملو، نخستين حاكم هرات و بيگلربيگي خراسان شد (همان). حسن خان ازنظر وراثت و همنشيني با بزرگان و استادان اين طايفه، ازجايگاه والايي برخوردار است. نگارنده در هنگام تصحيح ديوان حسنخان شاملو و تحليل منابع قديم و نويافته به مطالبي دست يافت؛ تبيين اين نكات همراه با معرفي و بررسي نسخههاي موجود و اشعار حسنخان به شناخت بهتر و شايستهتر اين شاعر كمك ميكند.
نصرالله در اين قصيده تنها از چهل و سه وزن استفاده كرده است (نام بحر و وزن ابيات در جدول پيوست آمده است) با آن كه مدّعي است چهل و شش وزن مختلف از آن بر ميآيد مگر اين كه برخي ابيات را در دو بحر بخوانيم. وي در حالي اين سخن را گفته و چنين ادّعايي كرده است كه بهاءالدّين مدّعي است كه قبل از وي فقط فخري چنين قصيدهاي سروده و ذوالفقار نيز از فخري پيروي كرده است. سلمان و غيره تتبّع وي نمودهاند» (تقي الدّين، 1389: 1433) و آذر بيگدلي (1337: 50) هم وي را مقنِّن قانون قصايد مصنوع ميداند. امّا تقي الدّين اوحدي، در قرن دهم از فخرالدّين صفاهاني سخن رانده و دربارة قصيدة مصنوعش نوشته:« قصيدهاي در صنعت سخن اختراع نموده بغايت خوب گفته، چنانچه اوزان شعر بجميع از آن استخراج مي شود» (عرفات العاشقين، نسخة خطي 5324 كتابخانه ملك: برگ818). اين قصيده به سبك و سياق و وزنِ قصيدة قوامي رازي امّا با قافيّة متفاوت سروده شده است و هفتاد و چهار بيت دارد. از اين سه بيت ميتوان وزن و قافيه و نوع قصيده را شناخت و بر اساس القاب مستخرج از توشيح قصيده كه ذبيح الله صفا در تاريخ ادبيات آورده، ميتوان گفت كه تعداد ابيات قصيده سيّد ذوالفقار حدوداً صد و بيست و هشت بوده است. از قصيدة مفاتيح الكلام في مدائح الكرامِ سيّد ذوالفقار شرواني، علي رغم سعي بليغ نگارنده و جستجو در ميان ديوان اشعار وي و برخي نسخ خطي قصايد مصنوع، بيش از سه بيت كه در برخي تذكرهها وجود دارد، به دست نيامد. شمس فخري اصفهاني كه خود داراي قصيدة مصنوع است، از قصيدة مصنوع پدرش سخن نگفته است. ممكن است اين شائبه در ذهن صورت بندد كه منظور بهاءالدّين ساوجي از فخري، شمس فخري باشد كه در سال 732ق. قصيدة مصنوع خود را در مدح غياث الدّين وزير سروده است. در اين نسخه دو قصيدة مصنوع آمده كه يكي از قصايد، سرودة بهاءالدّين ساوجي و ديگري از نصرالله عراقي است. در منابع بعدي همه جا مبتكر اين نوع قصيده را سيّد ذوالفقار شرواني معرّفي كردهاند و هيچ سخني از قصيدة بهاءالدّين و نصرالله به ميان نياوردهاند. نصرالله عراقي، مخترع قصيدة مصنوع را جمالي ستمكش دانسته است. دولتشاه علاوه بر اينها از شمس فخري و قصيدة مصنوع وي نيز كه در سال 732 هـ. اين تصوّر درست نيست و شمس فخري و سيّد ذوالفقار را به هيچ روي نميتوان معاصر تلقي كرد؛ زيرا سيّد ذوالفقار از پدر شمس فخري بزرگتر بوده و شمس در زمان مرگ ذوالفقار (در ميان 669-679ق) هنوز به دنيا نيامده يا بسيار خردسال بوده است. كمالالدين علي محتشم كاشاني شاعر ايراني عهد صفويه و معاصر با شاه طهماسب اول است. از بديعيّههايي كه پَسرو قصيدة قوامي گنجهاي هستند، به ممتاز البدايع از حافظ علي بن نور كاتب غوري هروي، متخلّص به عيشي و بديعيّههاي شمس الدّين بردعي (شاعر سدة دهم) و محمّد ابراهيم شربتدار از شعراي زمان شاه سلطان حسين صفوي ميتوان اشاره كرد. وقتي علي اكبر7 به شهادت ر آكادمي ژرف انديش ، امام حسين7 گريهكنان وارد خيمه شد. بر آن بودم كه در اين گفتار اشعار وارد شده در 54 آيين سماع به زبان فارسي و احيانا تركي و عربي را بررسي كنم،ولي شايد اين بررسي براي شنوندگان كه از راه گوش خواهند شنيد،چندان جالب نباشد. براي همين مورخ بايد سعي كند تا گزارشها را بهصورت «اما و اگر» بنويسد. پوئم سنفوني اثري است براي اركستربر روي يك داستان يا يك ايده ذهني يا بر مبناي يك توصيف مشخص، مانند توصيف يك پديده طبيعي يا خود طبيعت، يا توصيف يك شخصيت و مانند اين ها. با اين حال، اولين حوادث قبل از استفاده او از ويلچر و نشانه هاي آشكار زوال ذهني بود. امام(ع) گفت: نامهاى من آكادمي ژرف انديش ان را مىدانست و از مسائل مشكلى كه ديگران از آن غفلت مىورزيدند سؤال مىكرد و هرگاه از آن مسائل از او مىپر آكادمي ژرف انديش ند، درمىيافتند كه آگاه است» (ثقفي، 1373: ۶۱ و ۶۲). در زيارت امام رضا7 ، در خور توجه است (خاقاني، 1378ش، ص97). ↑ محمدي ريشهري، دانشنامه امام حسين، ۱۳۸۸، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵. ↑ «هلند مقابل آرژانتين: ۰-۰(۲-۴)». ↑ Cochran, Judith (2018-11-05). "Democracy in the Middle East: The Educational Battle". ↑ «خنياگر». موسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا و مركز بينالمللي آموزش زبان فارسي. در عهد ساسانيان مشاوران را اندرزگر ميخواندهاند (رك: لغتنامۀ دهخدا. وي كه در حدود سالهاي 674 ق. ممكن است گفته شود كه منظور وي از جمالي، جمال الدّين قوامي مطرّزي بوده و ستمكش نيز تصحيف سيمكش است كه به مطرّزي اشاره دارد. او را قصيدهاي است مطوَّل، اقسام صنعت در وي كار فرموده.
امام نيز در اين گفتوگو، با حضور خليفه و فقها، در تصحيح تفسير قرآن از استدلال بهره جستند و با ادبيات انعطافپذيري، بدون ايجاد حساسيت در مخالفان، سخن خويش را بهگونهاي بيان كردند كه آنها تصديق كردند و زﻣﻴﻨﮥ همگرايي فراهم شد. در مجلسي، در حضور معتصم و فقها، از حُكم قطع دستِ دزد سؤال شد. فصل سرد شامل پنج ماه و فصل گرم شامل هفت ماه بود(زمستان كوچك و تابستان بزرگ) در هريك از اين دو فصل جشني برپا مي داشتند . وجود اين حديث در خطبة غدير خم، دليل روشني است براينكه مقصود از بيان حديث غدير، رهبري و جانشيني علي7 بوده است، و نه دوستي و نصرت حضرت؛ چراكه با دقت در مفاد حديث، درمييابيم كه اين تمسك و پيروي زماني معنا پيدا ميكند كه آن دو، امام و پيشواي امت باشند و نه چيز ديگر. يكي از وظايف مهم رهبران دورانديش، به وجود آوردن بستر تسهيل است؛ براي اينكه جامعه در امكان عقلي و عملي ر آكادمي ژرف انديش ن به آرمانهاي مطلوب خود، دچار تشويش خاطر نشود. يكي از اتفاقات مهم اين قرن، بناي گنبد اسماعيل به دست حسين بن ابيالهيجاء در سال 546 قمري است (سمهودي، ۲۰۰۱، ج3، ص306) كه تقريباً به مدت دو قرن وجود آن در مدينه با سانسور منابع تاريخي يا سفرنامهها مواجه شده است. اين كار تو هم اينقدر كبر و افتخار ندارد. ولي از هيچ يك مساعدت مادي و مالي به عمل نيامد و بلكه بعضي ها نظر به عدم استعداد محل و فقدان وسايل و دوري افكار عمومي از آن و بد تر از همه بد بيني دولتيان مستبد نسبت بدين گونه مؤسسات كه بوي ديگري از آن بر ميآمد بدين اقدام ملامتم كردند و ظاهراً هم گفتارشان همه منطقي و بجا بود . امام پس از اصرار معتصم براي اظهارنظر، محل قطع دست را از انگشتان اعلام كردند. برخي با اشاره به «وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِق» (مائده، 6) آرنج را محل اجراي حد دانستند. بنابر روايت عليبنسيف،8 حضرت با استناد به قرآن، از نبوت انبياء گذشته در كودكي خبر دادند (يوسف، 22؛ مريم، 12) و انكار منتقدان دربارة امامت خود را بيعلت اعلام كردند و با اين استدلال، خود را مصداق دريافت علم و حكمت در كودكي معرفي كردند (مفيد، 1413(الف): 2/ 292؛ صفار، 1404: 1/238). به اين ترتيب، امام اين چالش پيش روي همگرايي شيعيان را در طول تاريخ روشن كردند. ايشان تأكيد كردند اين امر به مشيّت الهي است و خواست پروردگار به دست ايشان جاري و ساري ميشود و با نام حلال و حرام اعلام ميشود. قرآن ﻣﺴﺌﻠﮥ غلوّ در دين را مطرح كرده است و با خطاب «اى اهل كتاب در دين خود غلو مكنيد»12 (نساء، 171)، از يهوديان و مسيحيان مىخواهد دست از غلوّ خود بردارند و عُزير(ع) و عيسى(ع) را از حدّ، بالاتر نبرند.13 رسول خدا(ص) غلوّ را عامل اصلي نابودي امتها و دينهاي پيشين معرفي كردند و مسلمانان را از آن برحذر داشتند (ابنحنبل، 1416: 2/427). ادعاي اصلي غلات مبنيبر الوهيت رسول خدا(ص) و ائمه(ع)، با آموزههاي اسلام در تضاد واضح و آشكار است (كليني، 1407: 1/11تا13). داعيان اين تفكر در پوشش دوستي اهلبيت، باورهاي خود را ترويج ميكردند. در اين مناظره، حضرت روايت جعلي «ابوبكر و عمر سرور پيران اهل بهشتاند» را با استدلال به اين حديث كه «اهل بهشت همگي جوان هستند» (ابنبابويه،1413: 2/573)، رد كردند. ريشارد اشتراوس آخرين آهنگسازيست كه در اين نوشتار معرفياش ميكنم. شكايت او مشخص نكرد كه برگوليو چگونه درگير بوده است. نوجواني دوراني است كه قواي زيستي، فكري و عاطفي فرد شكل مي گيرد و با دستيابي به تعريف منسجمي از «خود»، مهمترين جنبة رشد رواني - اجتماعي فرد تحقق مييابد. همچنين ميتوان به تفاسير قرآن كريم اشاره كرد كه بخش مهمي از آنها حاصل فعاليتهاي گروههاي فرا زماني غيررسمي محققان، مفسران و علماي عصرهاي متوالي بودهاند؛ به طوري كه چون شجرهاي طيبه، آثار استادان توسط شاگردان تكميل شدهاند و توسعه يافتهاند و به نسلهاي بعد ر آكادمي ژرف انديش هاند. فيلمي كه در مراسم اسكار در بخشهايي مانند بهترين فيلم سال، بهترين فيلمنامه غيراقتباسي، بهترين كارگرداني و بهترين بازيگر نقش مكمل مرد نامزد كسب اين جايزه شد كه در بخش بهترين بازيگر نقش اصلي زن بهخاطر نقشآفريني هنرمندانه جوليا رابرتز اين جايزه را به خودش اختصاص داد. اين آتشكده در اصل تالار مربعي شكلي بوده كه در هر وجه آن طاقي بيضي شكلي قرار داشته است. ميرداماد خود را معلم مي داند و مقام خود را كمتر از ابونصر فارابي نمي داند و بهمنيار را كه از نخبه و زبده شاگردان ابو علي سينا است شاگرد خود مي داند . ابناكثم به نقل از رسولالله(ص) روايتي بيان كرد: «اگر عذاب نازل شود، فقط عمر نجات خواهد يافت» كه امامجواد با اشاره به آيه 33 سوره انفال آن را بياساس دانستند (طبرسي، 1403: 2/449). استناد حضرت به اصول و اعتقادات مشترك، بدون ايجاد اختلاف، به نزديكي مسلمانان به يكديگر و به تعبيري، همگرايي منجر شد. استناد امام به قرآن از سويي و تأييد محتواي نطق خود با مُهر سنت رسولالله(ص) از سوي ديگر، تأثير كلام و حركت حضرت را دوچندان ميكرد. تبيين جايگاه رسولالله(ص) و ائمه(ع) از ديگر روشهاي روشنگري امامجواد(ع) بود. اين عرصه را ادارة مالية تبريز در سال هزاروسيصدو سيزده هجري شمسي از ادارة بلدية اين شهر خريده عمارت بزرگي براي مشروب سازي در خاك آن نهاد و در سال 1316 هجري شمسي كه هنوز بنا به اتمام نر آكادمي ژرف انديش ه بود ماركارنامي را از مي فروشان ارامنه تبريزبه آنجا انتقال داده، در اول تيرماه 1317 هجري شمسي كه كارخانه ازهرجهت مكمل شده بود، خاچيك ارمني و ديگر مي فروشان شهر يكي پس از ديگري به اين عمارت جديدالاحداث منتقل و مشغول كارشدند.
حسنخان در شاعري نيز مانند خوشنويسي و مملكتداري، مهارت و توانايي داشت. او در مقايسه با شاعران همعصر خود، شعر كمتر گفته است؛ اما با تأمل و دقت در همين ابيات، توانايي و سرشت استادي وي آشكار ميشود. او نمونه آدمي است كه ميراثي متفاوت با هم عصرانش بر جاي گذاشته است. در فصل گرم سال كه معمولا از اوايل بهار شروع مي شود رودباد جنب حاره اي به موقعيت شمالي بر مي گردد و با استقرار مراكز پر فشار جنب حاره اي در سراسر فلات ايران و استان اصفهان، تمام شرايط جبهه زايي از بين رفته و در نتيجه بارندگي قطع مي گردد. نامهها و مكاتبات حسنخان در مجموعهاي به نام منشآت حسنخان شاملو، در سال 1971 ميلادي به اهتمام استاد رياضالاسلام، با مقدمة انگليسي در كراچي، مؤسسة مطالعات آسياي غربي و مركزي، دانشگاه كامپيوس به چاپ عكسي افست منتشر شد. شخصيتي كه در پايان فيلم همه ما با چشماني خيس خداحافظي او را با سايرين تماشا كرديم. كه گروهي براي نجات اين اثر باستاني ادعا كردند اينجا قبر مادر حضرت سليمان(ع) است و آن را مشهد مادر سليمان خواندند و اين طرز فكر تاحدود هزار سال هنوز پابرجا بود كه نهايتا بعد از دفع خطر تخريب ، ايرانيان پرده از راز كوروش و مقبره او برداشتند . عمدة الاخبار در سال 1035 قمري و به قلم عباسي به رشته تحرير درآمده است (عباسي، بيتا، ص97). موسيقي مازندراني يكي از اصيل ترين موسيقي هاي ايراني است، كه با تاريخ پيوند مي خورد و در حقيقت پايه هاي فرهنگي اين رشته را در كشور ايران شكل مي دهد. نگارنده ميكوشد آنگونهكه شايستة اين شاعر فرهيخته و هنرمند است، آثار او تحليل و بررسي شود. روشن نيست كه حسنخان، خوشنويسي را نزد چه كسي آموخت؛ اما او را پيرو شيوة ميرعماد ميدانند. ليد: اثري براي يك صدا و يك ساز- كانتات: فرمي ست آوازي متعلق به دوره باروك- اوراتوريو: اثري ست آوازي و چند بخشي به همراهي اركستر و كُر بر روي متني طولاني كه معمولاً ديني- آييني يا توصيفي است- مس: آوازي ست كليسايي براي يادبود حوادث شام آخر عيساي مسيح- ركوييم: مرثيه اي ست كه در سوگ مرگ عزيزي سروده مي شود- مادريگال: آوازي ست غير مذهبي و داراي كلامي ساده و دلنشين- پاسيون: ذكر مصيبت به زبان موسيقي بر روي يكي از متون قديمي كليسا در بيان درد و رنج هاي عيساي مسيح يا حواريونش- سمفوني آوازي: سمفوني داراي بخش هاي آوازي با صداي تكخوان يا گروه خواني. آنها به اين نتيجه ر آكادمي ژرف انديش ند كه "مردان اغلب درگير اعمال مسلط هستند، در حالي كه زنان نقش تسليم را بر عهده مي گيرند. اين نتيجه با مطالعه اخير در مورد ترجيحات همسر مطابقت دارد كه نشان داده است زنان به طور كلي ترجيح بيشتري براي شريك زندگي غالب نسبت به مردان دارند. (Giebel, Moran, Schawohl, & Weierstall, 2015) زنان همچنين مردان مسلط و حتي مردان پرخاشگر را براي يك رابطه كوتاه مدت و براي مقاربت جنسي ترجيح مي دهند (Giebel, Weierstall, Schauer, & Elbert, 2013). )". از آنجايي كه تعداد پاسخ دهندگان زن به اندازه كافي نبود (22)، هيچ نتيجه اي نمي توان از آنها گرفت. تاكنون بهطور كامل و دقيق آثار خطي حسنخان معرفي و جمعآوري نشده است و بهطور پراكنده در متون از آنها ياد شده است. خاصيت اين غزل هاي بي شمار، يكنواختي عمومي آنها در بيان حالت هاي عشق و وصال و فراق و اميد و حرمان و شوق و يأس و اين گونه عواطف گوناگون است كه طبعاً در شعر غنايي بدان ها باز مي خوريم. فضاي كلّي غزل وي عشق و عاشقي و نيز مضاميني چون عرفان، اندرز، طعنه، شكوه، اشارات و مفاخره است. استرآباد زبان گرگاني را حفظ كرد تا اينكه در دورهٔ بين سدههاي ۱۵ تا پيش از آغاز سدهٔ ۱۹ ميلادي اين زبان در اين منطقه بهطور كل منقرض شد و جاي خود را در استرآباد و پيرامون نيز به فارسي و در بخشي از گنبد كاووس و تركمنصحرا به تركمني داد. كنگره كميسيون برج را براي بررسي اين رسوايي تأسيس كرد و به درخواست ريگان، هيئتي از قضات فدرال لارنس والش را به عنوان دادستان ويژه منصوب كردند.متهم به تحقيق درباره رسوايي ايران كنترا. خميرماية اصلي شعر حسن خان شاملو به مانند سرايندگان سبك هندي، اصطلاحات و زبان كوچه و بازار، تصويرسازي «ايماژ»، خيال پردازي، مضمون يابي به ويژه مضامين نو و بديع تشكيل مي دهد. حسينخان، فرزند عبديبيك شاملو است و برادر پدري دورميش خان و از طرف مادر نوة شاه اسماعيل است (ر.ك: بيگدلي، 1367: 415). هرات درسال 916 قمري فتح شد و حسينخان بيگدلي شاملو، پدرحسنخان شاملو، نخستين حاكم هرات و بيگلربيگي خراسان شد (همان). حسن خان ازنظر وراثت و همنشيني با بزرگان و استادان اين طايفه، ازجايگاه والايي برخوردار است. نگارنده در هنگام تصحيح ديوان حسنخان شاملو و تحليل منابع قديم و نويافته به مطالبي دست يافت؛ تبيين اين نكات همراه با معرفي و بررسي نسخههاي موجود و اشعار حسنخان به شناخت بهتر و شايستهتر اين شاعر كمك ميكند.
بهرام نيز به ايرانيان پيغام فرستاد كه پادشاهي حق قانوني و ميراث پدري اوست؛ اما آمادگي دارد كه در نبردي تنبهتن با خسرو بجنگد يا اينكه بزرگان تاجوتخت شهرياري را بين دو شير گذارند تا كسي كه آنها را به چنگ آورد، پادشاه ايرانيان باشد (ابنبلخي، 1363: 76تا78). بزرگان ايراني و هموندان خاندانها از خسرو، پادشاه دستنشاندة خود، خشنود بودند؛ اما پيشنهاد بهرام را براي نبرد با شيرها پذيرفتند. هموندان خاندانهاي هفتگانه خود در انديشة ستاندن تاجوتخت نبودند؛ اما هميشه آماده بودند تا براي نگهداشتن پايگاه سياسي و اقتصادي يا هويّت خانداني خود، با ديگر خاندانها و حتي با پادشاه ساساني نيز به ستيز برخيزند. اگرچه آنها نيز چندان كامياب نبودند و از ديدگاه بيشتر ايرانيان، ربايندة حق ايزدي فرمانروايي ساسانيان انگاشته ميشدند و شاهگزينان ايراني حتي در آستانة نابودي ساسانيان، در نگهداشت اين حق خانداني فرمانروايي آنها هنوز ميكوشيدند كه تنها هموندان تخمة ساسانيان را به تخت نشانند. سپاهيان هرمزد نابود شدند و خود او نيز كه گرفتار شده بود، به اشارۀ رهام كشته شد؛ سپس رهام، پيروز شاهزادۀ دستپروردۀ خود را به تخت پادشاهي نشاند (Ełišē, 1982: 242). اين جنگ، رخدادي بزرگ بود؛ چون پادشاهي كشته شد، هواداران او از خاندانهاي ديگر پراكنده شدند و اكنون خاندان مهران پيروزمندانه شاهزادة دستپرودة خود را به تخت مينشاندسوخرا به بلاش يادآور شد كه همۀ بزرگان او را شاهزادهاي مهربان و در انديشۀ بهبودي ايران ميدانند و همداستان شدهاند كه او جانشين پيروز شود تا در سايۀ فرمانروايي او، دوباره آباداني و خوشبختي و شكوه به ايرانشهر بازگردد؛ سپس سوخرا بايستههاي شهرياري و خواستههاي بزرگان را پيش روي بلاش گشود: اينكه شاهگزينان اميدوار بودند پادشاه بهشيوهاي آشتيجويانه و با مهرباني شورشيان را آرام كند؛ ارزش و پايگاه ايرانيان و انيرانيان را پيش چشم دارد؛ با خردمندان و اندرزگران همانديش باشد؛ دوستان را دوست بدارد و دشمنان و بدگويان را نابود كند و كارگزاران را به اندازۀ ارزش و كارهاي خود پاداش دهد. «عُظَّماءالفُرس و أهلالبُيُوتات» (بزرگان ايراني و خاندانهاي بزرگ)، با بازگويي همۀ زشتيها و درشتخوييهاي يزدگرد يادآور شدند كه چون از كردههاي پادشاه به تنگ آمده بودند، همپيمان شدند تا از تخمۀ يزدگرد كسي را پادشاه ايران نخوانند. در بررسي شيوة صحنهپردازي و توصيفاتي كه نويسنده از صحنههاي اين دو ماجرا ارائه كرده است، ميتوان به نمونههاي فراواني اشاره كرد كه در ضمن آنها قدرت و امكانات نويسنده در پرداختهاي داستاني به نمايش در آمده است. ؛ يعني خطابه صناعتيست كه به وسيلة آن بتوان در هر امر از امور جزيي، ديگران را در حد امكان اقناع كرد. با مرگ يزدگرديكم، گروهي از «العُظَّماء و أهلالبُيُوتات» (بزرگان و خاندانهاي بزرگ)، با اشاره به بدخويي و ستمگري يزدگرد همپيمان شدند كه هيچكدام از پسران او را به تخت شاهي ننشانند. دينوري با اشاره به همپيماني «عُظَّماء فارس» (بزرگان ايران)، در ناديدهگرفتن پسران يزدگرد و سپردن پادشاهي به خسرو، نام و پايگاه پارهاي از اين بزرگان را آورده است: بَستام سپهبذ سواد كه پايهاش هزارفت (هزارپت، هزاربد) بود؛ يزدَجُشنَس/ يزدگُشنَسپ پاذگوسپان زوابي؛ فَيرَك كه پايهاش مهران بود؛ گودرز «كاتبالجُند» (دبير سپاه)؛ جُشنَساذَربيش/ گُشنَسپ آذر «كاتبالخراج» (دبير خراج)؛ فَنَّاخُسرو/ پناه خسرو «صاحب صدقات مملكه» (دبير امور اوقاف و خيريه)، و كساني ديگر از «أهلالشرف والبيت» (همونداني از اشراف و خاندانها). شايد هم شاپورمهران در آغاز سپاهبد سواد بود و قباد به پاداش كشتن سوخرا، او را ايران سپاهبد خوانده باشد. با مرگ سياوش، دورة زورمندي هماورد او ماهبوذ و خاندان سورن آغاز شد و اين ستيز و سازش هموندان خاندانها با پادشاه و گهگاه با يكديگر همچنان تا مرگ يزدگردسوم (632تا651م)، آخرين پادشاه ساسانيان، به چشم ميآيد كه بررسي آن خود پژوهش جداگانهاي ميخواهد. علاوه بر اين، در هيچ كدام از منابع بررسي شده، اشارهاي به خطبة سلطنت نوذر و گرشاسپ نشده است. با توجه به اين كه در دورة معاصر، مطالعة خطابه در بيشتر كشورهاي جهان از يك تجدّد ادبي و يك توجّه برخوردار شده است، بررسي اين خطبهها ميتواند به مطالعة وضع سخنوري در ايران باستان كمك كند؛ بنابراين براي آشنايي با منشور سلطنت و برنامههاي حكومتي اين حكمرانان، به بررسي محتوا و محورهاي اصلي اين خطبهها ميپردازيم. با اين كه خطابة سلطنت طهمورث در غررالسير، مفصّلتر آمده است، ولي در سه برنامة زدودن ناپاكيها از جهان، كوتاه كردن دست ديوان از مملكت و صيانت از مردم، بين گزارش ثعالبي و فردوسي، مشابهت و همخواني دقيقي ديده ميشود. در گزارش خطبة هوشنگ، بين گزارش طبري و ثعالبي همخواني وجود دارد و هر دو مؤلف، اشاره به رهنمودهاي سياسي پادشاه در خطابة تاجگذاري دارند كه برنامة حكومت را انتقام گيري از مفسدان و متمرّدان معرفي ميكند. به بيان رهنمودهاي سياسي در زمينة وظايف مردم در برابر حكومت ميپردازد. احمد شاملو در سال 1304 در خيابان صفي عليشاه تهران به دنيا آمده و او را به داشتن اشعار نو در وصف بسيار از مشكلات سياسي و اجتماعي كشورمان مي ستايند.
در ميان شاهان گذشته تنها سامانيان با اين كه سالها فرمانروايي داشتند و سرتاسر ماوراءالنهر و خراسان و عراق و خوارزم و نيمروز و غزنين در فرمان آنها بود «هريك را لقبي بيش نبود. در نوع اول عمدهترين نمونه -چنان كه در كتابها آمده-، لقب اميرالمؤمنين است كه در اختصاص آن نوشتهاند: «هنگامي كه پيغمبر خداـ صلّي الله عليه ـ وفات يافت، مردم ابوبكر را خليفة رسول الله خواندند و بر نامههاي او نيز چنين نوشته ميشد و پس از او عمر مدت درازي به نام «خليفة رسول الله» خوانده شد، سپس به اميرالمؤمنين نقل گرديد؛ علتش هم- بنابر آنچه روايت شده- آكادمي ژرف انديش د كه عمرـ رحمة الله عليهـ به عامل خودش در بغداد نوشت دو مرد آگاه از كارهاي عراق را نزد وي فرستد تا چيزهايي كه ميخواهد از ايشان بپرسد. صولي سي لقب انتخاب كرد و فرستاد و توصيه كرد كه از آن ميان لقب «المرتضي بالله» بهترين است؛ حتي قصيدهاي هم با همين رديف در ستايش خليفه سرود، اما خليفه لقب راضي را برگزيد و نامه نوشت كه وقتي مردم با مقتدرخليفه بيعت كردند، او منصوربن مهدي را به ولايتعهدي برگزيد و لقب مرتضي بر او نهاد. كه حاصل دريافتي آن چنين است كه: «اگر كساني سيف الدوله نام ميگيرند و اجر شمشير و برندگي آن را دريافت ميكنند، درميان مردم كساني هم هستند كه بوقي و دبدبهزن باشند، بنابراين شگفت نيست اگر تنبك الدّوله و شيپورالدّوله هم لقب بگيرند6». دارندگان اين لقبها بايد به نوعي شايستگي خود را جهت دريافت لقب، ثابت كنند؛ يعني به گونهاي نشان دهند كه تلاش آنها موجب شده است تا مقام و مرتبهاي خاص به دست آورند. اين بررسي نشان مي دهد مهم ترين آموزه ح آكادمي ژرف انديش يزم متاخر، اهميت بي نظير صديق - تا دوازده نفر همزمان در مناطق مختلف- در ارتباط سالك با خداوند و تقليد از آنان در همه امور است. تنها عبدالمجيد دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۴ خود را خليفه تمامي مسلمانان خواند. و حازمي گويد: آن سرزميني ميان مكه و مدينه، نزد جحفه است كه در كنار بركهاش، پيامبر9 خطبهاي خواند. او بديشان گفت: «شما نام درستي بر او نهاديد» برخاست و نزد عمر رفت و به او گفت درود بر تو اي اميرالمؤمنين! او «لبيدبن ربيعه» و «عدي بن حاتم» را نزد وي فرستاد. او براي ساخت اين بنا زمينهاي اطراف خانقاه را هم خريداري كرد و به اين مجموعه افزود. از بررسي متنهاي گذشته درمييابيم كه مثلاً لقب دارالمؤمنين براي شهرهايي چون آمل، شوشتر، سبزوار، قم و گرگان ذكر شده است و مدينه را دارالهجرة، يزد را زندان اسكندر، اصفهان را قبةالاسلام و بخارا را بلده فاخره ناميدهاند (معين، 1372: ذيل نام شهرهاي ياد شده). در بخش كاربرد معنوي آيات، سعي نويسنده در تكميل كلام است زيرا شيوههايي چون «تأكيد در سخن»، «آوردن ضرب المثل»، «توصيف» و «اشاره» كاربردهايي معنادار هستند. اين افزونخواهي در اعطاي لقبها باعث شد كه از اعتبار لقببخشي سخت كاسته شود و برتري معنوي آن از ميان برود و كمكم دادن لقب منسوخ گردد. بدين ترتيب، اسامي مشاغل منشأ لقب بخشي هم شد. اواخر سال ۱۳۴۵شمسي اعضاي هيئت مديره بدين شرح تعيين شدند: همايون رئيس، مطهري نايب رئيس، ميناچي خزانهدار و آكادمي ژرف انديش علي شاهچراغي و محمد تقي جعفري (هر دو از روحانيون فعال و محل مراجعه جوانان علاقهمند به مسائل اسلامي) اعضاي جانشين هيئت مديره. تمايز قائل شوند. « آكادمي ژرف انديش زباني» به دانش ناخودآگاه كاربران يك زبان در بارۀ آواها، معاني و ديگر مسائل يك زبان اطلاق ميشود. 3ـ اجتماعي عمومي: گونههايي از اين لقبهاي توصيفي مانند: حاجي، مشهدي، كربلايي و زائر كسبي است و اطلاق آن بر افراد، مشروط به زيارتِ اماكن متبركه است، اما امروزه اين شرط رعايت نميشود و ذكر آنها به دلايل عاطفي يا كاربردهاي احترام آميز عموميت يافته است؛ مثلا لقب حاجي كه ما بازاي انجام يك امر الهي است و اختصاص به كساني دارد كه حج تمتع به جاي ميآورند، امروزه در زيارتهاي استحبابي هم به كار ميرود و حتي به عنوان لفظ خطابي احترامآميز، بويژه در بازارها و اماكن عمومي به كليه افراد اطلاق ميشود. زهره در خز يك رابطه ي اجماعي dom-sub را توصيف مي كند. به منظور استفاده بيشتر خوانندگان ذيلا، ترجمه ابيات فوق، ارائه مي گردد. قباد، كه به دنبال حذف بلاش از قدرت به سلطنت ر آكادمي ژرف انديش ه بود، ظاهراً تلاش كرد كه سوخرا از سران قدرتمند يكي از اين خاندانهاي حكومتگر را از سر راه بردارد (شيپمان، 1383: 55)؛ زيرا در اين زمان ادارة كشور بيشتر در دست سوخرا بود و حدود نيم قرن بود كه خاندان كارن و در رأس آنها سوخرا، كم و بيش فرمانروايي كشور را در چنگ خود داشتند. بعضي شهرها هم در دورانهاي مختلف لقبهاي خاص گرفتهاند، حتي هم اكنون نيز اين نامگذاريها و لقب بخشيها رايج شده است. مفاتيح العلوم، ترجمه حسين خديوجم، تهران: بنياد فرهنگ ايران، ص 98 به بعد؛ نيز ابن خردادبه.(1370). به كتاب درآمده كه بخشهاي عمدهاي از فضاي اين مجموعه را آراسته است. عمر گفت در اين سخن چه قصدي داري اي فرزند عاص؟ وي روابط نزديكي با اويس داشته وتا پايان عمر همنشين سلطان بوده است
يكي از زنان فداكار زمان كوروش، او همراه همسرش كه فرمانده سپاه كوروش بود به ميدان جنگ رفت. در ۷ مارس، مسي اولين بازيكني شد كه از زمان شكلگيري ليگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۲ توانستهاست در يك بازي ۵ گل به ثمر برساند. شيرين از خسرو 4 فرزند به نام هاي نستور، شهريار، فرود و مردانشه به دنيا آورد كه هر چهار فرزند او در زندان كشته شدند. تاريخ نام او را جنگجويي كه آزادكننده زال، آذربرين و تخوار از زندان بوده است، ثبت كرد. او منظومه اي نيز به نام خود دارد كه هم اكنون نسخه اي از آن در كتابخانه ملي پارسي موجود است. در هفت سالگي در بيرون ده شتر ميچراند و معاش خانواده خود را تأمين ميكرد. مهمترين و معروفترين اثر ناصر خسرو سفرنامه ناصر خسرو است كه مختصري از گزارش مشاهدات مسافرت هفت ساله ناصر خسرو است و به زبانهاي متعددي ترجمه شدهاست. آرامگاه باباكوهي امروزه يكي از تفرجگاههاي بسيار پرطرفدار مردم شيراز است كه در 25 اسفند 1379 به عنوان يك اثر ملي به ثبت ر آكادمي ژرف انديش . در سال 1288 در شيراز متولد شد. در سال 1285 ش متولد شد. شاعر معروف ايراني در سال 1306 در تهران متولد شد و تحصيلات خود را در دانشگاه تهران در رشته قضايي به پايان رساند و سال ها به تدريس ادبيات در دبيرستان هاي تهران مشغول بود. با اين همه، هم آريو برزن و هم يوتاب در راه وطن كشته شدند و نامي جاويد از خود بر جاي گذاشتند. مقبره اين شاعر نامي در دامنه كوه صبوي در ابتدا جاده شيراز-اصفهان در تنگه الله اكبر واقع شدهاست، اين بنا مشرف به دروازه قرآن بوده و تقريبا نزديك به حافظيه واقع شدهاست. شاعر و نويسنده در سال 1302 در بابل به دنيا آمد. از فعالين جنبش زنان در ايران و نويسنده و روزنامه نگار، در سال 1261 ش به دنيا آمد. دختر زيبا و چابكسوار كژدهم كه پدرش در مرز ايران و توران مرزبان بود. در اين كتاب، فرانكوپن يك گام فراتر ميرود و ادعا ميكند كه در طول تاريخ بيش از يك جاده ابريشم وجود داشته است و از آن همه جاده فقط منطقهاي كه از مديترانه تا چين امتداد دارد بهعنوان چهارراه تمدن و مركز امور جهاني باقي مانده است. او در اداره مجله نسوان وطن خواه نقش موثري داشت و او را به خاطر چاپ، محكوم به تبعيد كردند، اما حكومت وقت فقط به تبعيد بيست روزه او به قم اكتفا كرد. وي 13 فرزند براي پادشاه به دنيا آورده بود اما از آن همه كه اكثراً در كودكي مرده بودند فقط اردشير و كوروش كوچك و اوستاتوس و دخترش به نام آمستريس زنده مانده بود. داستان شيخ صنعان طولانيترين داستان اين كتاب است و حدود ۴۰۸ بيت دارد و سرگذشت و عشق و دلدادگي پيري زاهد به نام صنعان به دختري ترسا را بيان مينمايد. منوچهريان در حدود 42 كتاب و رساله در زمينه هاي روانشناسي، حقوق تطبيقي و اجتماعي در داخل و خارج كشور به چاپ رساند. اگر كشور منتخب شما براي مهاجرت تحصيلي، كاري و زندگي كشور آلمان است، توصيه ميكنيم تا پايان اين مقاله همراه ما باشيد. آذرميدخت(آزرميدخت) سي و دومين پادشاه ساساني بود كه مثل خواهرش پوراندخت زني باكفايت و لايق بود اما به همان دليلي كه پوراندخت موفق نشد او نيز نتوانست كاري از پيش ببرد. برادرزاده و جانشين مهين بانو حاكم ارمنستان، كه زني خردمند و وفادار بود. شاه(داريوش دوم) اردشير را به عنوان جانشين خود انتخاب كرده بود. او در سواركاري زبده بوده است و در نبردها دلاوري هاي بسيار از خود نشان داده است. او دختر كيقباد بود كه در سال 924 يزدگردي، هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي آيندگان از گوشه و كنار ممالك آريايي گردآوري نمود و يك بار كامل آن را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه ثبت گرديده است. پس از انجام مراسم از حاضران خواست كه او را براي آخرين وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند. پريچهر در معناي بسيار زيبا، خوب روي، بسيار جميل، زيباروي، پريروي و انساني كه سيماي پري دارد، آمده است. تحصيلكرده داستان زندگي دختري به اسم تارا وستور است. موسيقي سنتي و فولك افغانستان را به صورت كلي ميتوان به دو بخش تقسيم كرد. 15)اكبرفلوتي: فلوت را در شعبۀ موزيك دارالفنون فرا گرفت، سپس در نواختن موسيقي ايراني با اين ساز مهارت كامل يافت. اصفهان بعد از سرنگوني ساسانيان از رنگ و رونق افتاد، ولي پس از مدّتي و با روي كارآمدن سلسله صفويه جاني دوباره گرفت. اصفهان را بايد يكي از حلقه هاي اصلي زنجيره اربعين انقلاب دانست كه از قم و تبريز آغاز و به اصفهان و يزد متصل شد.
از ميان گونههاي مختلف، لقبهاي ديواني بيشتر به مناسبتهاي خاص و برابر با مقام و مرتبة افراد داده ميشود؛ ظاهراً رواج اين نوع در دورة اسلامي، از حكومت آل بويه است، زيرا شاهان اين سلسله كه ابتدا بر بخشهاي مهمي از ايران فرمانروايي داشتند و بغداد هم زير نفوذ و سلطة آنان بود، خلفا را براي دريافت لقبهايي با مضاف اليه «دوله» و «ملّه» و «دين» زير فشار قرار ميدادند و چه بسا كه رواج و رسميت لقب بخشي در دوران عباسي هم تحت تأثير همين درخواستها باشد؛ چه تا اين زمان و بخصوص در دوران امويان ظاهراً لقب بخشي، بويژه لقبهاي ديواني سابقهاي ندارد و حتي لقب امير المؤمنين هم كمتر به كار برده شده است. كلبي، بيتا، ص140/ ابن حزم، 1403، ص397) پيش از اسلام، از قبايل نامدار و پر نفوذ يمن بودند و گفته شده است: گروهي از آنان در حملة ابرهه به مكّه در 570 م وي را ياري دادند. به محيط زيست علاقه زيادي دارم و حامي پر و پا قرص حيواناتم، خودم هم يه گربه خوشگل و دوست داشتني و خاص دارم كه همه زندگيمه. اگه موضوع جالبي به ذهنت مي رسه باهام در ميون بذار تا درباره ش يك پست جالب و جذاب برات بنويسم. مطلب مرتبط: سن راي دادن در ايران چقدر است؟ در غزلي با مطلع «اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما/ آب روي خوبي از چاه زنخدان شما» اشاراتي است كه از خدا خاكبوسي ايوان شاه يحيي مظفري، امير يزد را خواهان است؛ بيت «شاه هرموزم نديد و بيسخن صد لطف كرد/ شاه يزدم ديد و مدحش گفتم و هيچم نداد» اين برداشت را بهدست ميدهد كه به يزد سفر كرده اما از سوي امير يزد مورد لطف واقع نشده و ازهمينرو دلش از زندان سكندر گرفته و براي غربتش در يزد اشك ريخته و آرزو ميكند به شيراز بازگردد و به خويشتن قول ميدهد كه عاقل و فرزانه به شهر خويش برگشته و از آن گله نكند. براي دانلود روي لينك دانلود كتاب كليك كن تا لينك در صفحه اي جديد باز بشه و در اونجا بر روي دريافت لينك دانلود كليك كن تا لينك دانلود ساخته بشه و بعد با كليك بر روي دانلود فايل ميتوني كتاب مورد نظر رو دانلود كني. نويسندگان معروف جهان با تكيه بر نبوغ و استعداد خود در نگارش، توانسته اند آثار زيبا و به ياد ماندني خلق كنند كه بارها و بارها توسط كتابخوان ها خوانده و يادآوري شده اند. حكيم و فقيه فاضل آكادمي ژرف انديش ابوالقاسم حسيني معروف به «ميرفندرسكي» از چهره هاي درخشان حكمت و عرفان به شمار مي رود. اما نويسندگان معروف جهان چه كساني هستند و دليل معروفيت آثار آنها در چيست؟ عقايد و سبك نگارشي اين نويسندگان، براي علاقمندان به نويسندگي بسيار مهم و ارزشمند است و مي توانند از آثار آنها الگو بگيرند. بسياري از تراجم المنهل مأخوذ از الوافي است (Little, 1986: 196). بخش مهمي از تراجم المنهل مربوط به سلاطين، فرماندهان نظامي و صاحبمنصبان سياسي و اداري معاصر اوست. خيــــــــلي ممنونم از كامنت زيبا و دعاي قشنگتون، خوشحالم كه از اين پست خوشتون اومده، چقدر آدم خوشجال ميشه كامنت زيباي كاربران فهيمي چون شما رو مي بينه. سلام.يه مشكل اساسي وجود داره و اونم اين هست كه يه كتاب چندتا ترجمه و ناشر داره و آدم نميدونه كدومش خوبه تا كتاب رو بخوني وخودت به نتيجه برسي كه اين كار امكان پذير نيست.مثلا كتابهاي پائولو كوئليو رو خوندم با ترجمه آرش حجازي كه مترجم تاييد شده نويسنده بود و وقتي ترجمه ديگه اي از اين كتاب رو خوندم خيلي تفاوت داشت .سوال اينجاست كه چطور ميشه يه ترجمه خوب وناشر خوب پيدا كرد؟ عاااااااااالي بود من يه مدت دنبال يه وبسايت اين طوري مي گشتم كه هم ليست و هم لينك دانلود داشته باشه. باسلام خيلي خوب بود و من هم تعدادي از كتابهارو دان كردم البته كتاب جنايت و مكافات رو دان نكرده بودم كا با پيشنهاد شما دان كردم. همچنين در هردو داستان، قهرمان در جستجوي اسب گمشدة خود هستند و به پيشنهاد ازدواج به شرط يافتن اسب خود پاسخ ميدهند و در هنگام جدا شدن از معشوق، جواهراتي را براي نشاندار بودن فرزند حاصل از مزاوجت، به او ميدهند. اسپير، 1387: 2/24-23) اقدامات نظامي و اداري گسترده اكبرشاه در راستاي گسترش و تثبيت حكومت تيموريان هند، به حدي اهميت دارد كه اكبرشاه را در مقايسه با آشوكا مهم ترين امپراتور هند باستان قرار داده است (همان: 44-43). ثبات سياسي و به وجود آمدن فضاي نسبتا باز سياسي و اعتقادي از ديگر عواملي بود كه موجب گسترش تاريخ نگاري در هند شد. اين فيلم روايتگر زندگي جوردن راس بلفورت متولد سال ۱۹۶۲ ميلادي در شهر نيويورك است. در همان سال انستيتو خاورشناسي آكادمي علوم اتحاد شوروي نشريهاي با نام فردوسي در لنينگراد منتشر كرد و به چگونگي برگزاري يادبود پرداخت. در يكجا زرتشت همان ابراهيم پنداشته شده و در جاي ديگر هود پيامبر زمان جمشيد پنداشته شده، با اين همه، ميتوان با سنجيدن گرشاسپنامه با اوستا و ادبيات پهلوي، اصالت بخشهايي از آن را به خوبي نشان داد.
يقينا بهترين اوصاف امام را در كلام خداوند متعال و فرستادة برحقش ميتوان يافت؛ كتابي كه لا يَاتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه (فصلت،42) و سخن رسولي كه با عنايت به آية شريفة وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَي ٭ انْ هُوَ الا وَحْىٌ يُوحَي (نجم،3 و4) كلامش كلام خداوند متعال و فرمودههايش خالي از راي شخصي و حب و بغض نفساني است. آرشيت او را بهترين جانشين خويش مي دانست. با وجود آنكه خود به خدايي كه نمي ديد ايمان داشت اما به خدايان دستساخته همه ملّتهايي كه كشورشان را فتح مي كرد، احترام مي گذاشت. گفته مي شود ورتا استعداد و حافظه بي نظيري داشت همه دانش هاي زمان خويش را به سرعت آموخت. در 15 سالگي همه دانش هاي زمان خويش را آموخت. كوروش همه اين راهها و روشها را تغيير داد. كوروش كبير همان شخصيت نجات دهنده بود. وي صاحب امتياز مجله پست ايران ب.د و چهارسال نيز نماينده زنان روزنامه نگار ايراني بود. موسيقي سنتي ايراني كه با نام هاي موسيقي اصيل ايراني، موسيقي كلاسيك ايراني و موسيقي دستگاهي شناخته شده است.دستگاه هاي آن عبارتند از: نغمه ها و آوازها كه از سال ها پيش از مسيح بين مردم ايران رواج داشته است. حبابه نه ماه پس از ملاقات با امام رضا (ع) رحلت كرد و آن حضرت وي را در پيراهن خود كفن نمود. اين درياچه نام هاي مختلفي مانند مور، شور، يون، كازرون و پريشم داشته است و آب آن از صدها چشمه ي كوچك و بزرگ و بارش هاي ساليانه تامين شده و در ارديبهشت ماه بزرگترين مساحت را پيدا مي كند. در آنجا نقشه كانالهاي آب و حوضچههاي كنار آن ها را كشيد. وي در سال 1350 از طريق يكي از دوستانش به خسرو هرتياش معرفي شد و خسرو هرتياش با شنيدن صداي دلنشين و جذاب فروغي انگار كه گمشده خويش را پيدا كرده اجراي ترانه هاي فيلم متعددي را به وي سپرد و در كوتاه ترين مدت زمان ترانه هاي فروغي سبب شهرت نسبي وي شد و پس از گذشت زماني فرشيد رمزي با فريدون قرارداد بست و وي پس از آن كار خود را در زمينه ترانه ها با سبك خاص خود شروع كرد. از آن جا كه كازرون در دوره ي پادشاهي شاپور يكم پايتخت ايران بوده است، شايد در هيچ كجاي سرزمين مان ايران اين همه آثار تاريخي متعلق به دوره ي ساساني وجود نداشته باشد. پادشاهي به جواني و ثروتمندي تو شايسته است كه عازم جنگ شود و به پيروزي هايي نايل شود تا به ايرانيان ثابت شود مرد قابلي بر ان ها حكمراني مي كند. مادر زرتشت كه اصلاً اهل شهر ري بود و در آنجا با كوي ها و كرپن ها كه مردم را گمراه مي كردند و مرتب فديه و قرباني مي خواستند و دين را وسيله اي براي ر آكادمي ژرف انديش ن به اميال و خواست هاي نارواي خود كرده بودند به مبارزه پرداخت. شهر كازرون ششمين شهر پرجمعيت و هفتمين شهر بزرگ استان فارس است و با تاريخي كهن و آثار باستاني و تاريخي فراوان در بخش باختري استان فارس قرار گرفته است اين شهر از گذشته هاي دور موطن بسياري از دانشمندان، صوفيان و ديگر بزرگان بوده است و بر اساس اسناد و شواهد تاريخي پيشينه ي كازرون بدين صورت است كه شهري به نام بيشاپوردر دوره ي ساسانيان و توسط شاپور اول تاسيس شد و امروزه به كازرون تبديل شده استنام او به عنوان بانوي وزير در تاريخ ايران ثبت شده است. تاريخ دانان و كتاب عهد عتيق شيوه او در رفتار با يهوديان اسير را ضبط و ثبت كرده است. در حقيقت هم، سر و يال شير به خورشيد مانند است. در كتب مختلف او را زني عاقل و نيكو پرست آورده اند كه چون شاه شد در ميان رعايا عدل را گسترش داد. پدر و مادرش چون جان او را در خطر ديدند او نزد يكي از نزديكان خود به آذربايجان فرستادند. در سعديه دو حوض مشهور سكه و ماهي وجود دارد كه در بازديد از آرامگاه سعدي حتما به تماشاي آنها نيز برويد. قدمت مجسمه ي شاپور در حدود 1700 سال است و تنها مجسمه ي باقيمانده از دوران باستان است كه در حدود 7 متر ارتفاع دارد. گفته مي شود آرامگاه او در كنار آرامگاه داريوش بزرگ در نقش رستم قرار دارد. در زمان پادشاهي خشايارشاه آتوسا به عنوان مادرشاه در امور دولت نظارت مي كرد.
اهداف اين دو نگرش باعث شدهاند تا روش كار و نتايجي كه از هركدام از فرايندها به دست ميآيد متفاوت از ديگري باشد. از داراب دو پسر به نامهاي دارا و اسكندر بر جاي ماند كه دارا پس از او پادشاه ايران شد. فردوسي دربارهٔ اشكانيان چنين گفتهاست كه پس از اسكندر كسي را تاج و تخت نبود و بزرگاني از نژاد كيآرش (پسر كيقباد) هر يك بخشي از ايران را به دست گرفتند و پادشاه شدند و دويست سال همينگونه گذشت. شاهنامه از اشكانيان و شاهان آن به جز ياد نام و برخي دانستنيهاي ناقص چيزي نگفتهاست. در زمان آنتيوخوس دوم اشكانيان ، در سرزمين پارت به پيشوايي نامي شوريده و دولت اشكاني را (250 ق . او دو پسر به نامهاي زرير و گشتاسپ داشت كه پادشاهي را به گشتاسپ سپرد و خود به آتشكدهٔ نوبهار در بلخ رفت و به ستايش خدا پرداخت و پيرو و پذيراي آيين زرتشت شد. اما رستم، بهمن (پسر اسفنديار) را به خواهش اسفنديار پروراند و پس از چندي او را نزد گشتاسپ فرستاد و گشتاسپ او را جانشين خود كرد. نام بهمن در اوستا نيامدهاست و اين نخستين بار است كه روايتهاي ملي ايران از اوستا جدا و با تاريخ دودمان هخامنشيان درميآميزد. بنمايگان تاريخي مانند سنگنبشتههاي ساساني، نوشتههاي پهلوي (پارسي ميانه) و تاريخهاي پارسي و عربي مانند تاريخ طبري گزارشهاي گونهگوني از تبار و نژاد دودمان ساساني به دست دادهاند. ايهام در معناي بديعي نيز در متن تاريخ وصاف به كار رفته است. نظريه تكامل چارچوب ارزنده اي براي پيدايش انسان فراهم كرده است كه هم توسط طبيعت گرايان و هم از نظر خداباوران در نظر گرفته شده است. پس از ر آكادمي ژرف انديش ن كيخسرو به ايران، بر سر جانشيني كيكاووس ميان او و فريبرز (پسر كاووس) ناسازگاري افتاد و بر اين شد كه هر كدام بتواند دژ بهمن را بگشايد، جانشين كاووس است و گشودن اين دژ تنها از دست كيخسرو برآمد. پشوتن (پسر گشتاسپ) از نفرين رودابه تر آكادمي ژرف انديش و به بهمن گفت كه زال را ببخشد و همهٔ خاندان رستم را به جاي خود بفرستد و بهمن نيز چنين كرد. نخستين كاري كه بهمن كرد، خونخواهي از دودمان رستم بود؛ او زال را به بند كشيد و فرامرز را بر دار و تيرباران كرد. سلطان از پاسخ خزانه دار تعجب كرد و گفت: چگونه است كه زندگي اومانند شاهان بود؟ دارا بازپسين پادشاه كياني بود كه پس از خيزش اسكندر و سه رزم با او به كرمان گريخت و از اسكندر درخواست آشتي كرد. از سياوش دو پسر به نامهاي كيخسرو از فريگيس و فرود از جريره به جاي ماند. در آنجا قباله ها و وقفنامه هايي از جهانشاه قراقوينلو و از زن او بيگم خاتون هست كه در بسياري از آنها نام شيخ جعفر پسر خواجه علي را برده لقبهاي بسياري برايش مي شمارد. سرانجام، گيو پسر گودرز به فرمان پدر آهنگِ يافتن كيخسرو در توران كرد و پس از هفت سال جستجو، او را يافت و با مادرش فريگيس به ايران آورد. سبك بنيانگذاردهٔ حافظ، هم در مضمون و هم در محتوا، افزون بر شاعران روزگاران پس از او، بر شاعران دوران خودش نيز اثر گذاشت. 8- بيگانگي در آثار كافكا و تأثير كافكا بر ادبيات مدرن فارسي. سازندگان اين منظومهها به جز چند تن از آنها گمنام و ناشناس هستند و از آنها آگاهياي در دست نيست و بيشتر اين منظومهها به خاندان گرشاسپ ميپردازند. از ميان داستانهاي شاهنامه، رستم و سهراب در اروپا چندان نامداري يافت كه به چند زبان بازگرداني شد و منظومههاي زيبايي از آن پديد آمد. اين منظومههاي حماسي پس از شاهنامه، به پيروي از شاهنامه نظم شدهاند و همه در بحر متقارب مثمن محذوف هستند كه دليل گزينش اين وزن نيز دو چيز است: نخست نامآوري شاهنامه و باور مردمي در اين كه سرودههاي حماسي را هيچ وزني به جز وزن سخنان فردوسي شايسته و سزاوار نيست. دوم نيز سازش اين وزن با انديشههاي حماسي و تركيبهاي پهلواني بود. شاهنامه با اين كه نتيجهٔ خيزش بزرگ ملي ايرانيان در زنده كردن افتخارات ملي بود، رويش تازهاي در نظم داستانهاي حماسي پديدآورد و فردوسي پيشرو رويش و جنبشي شد كه به ياري آن پهلوانان و بزرگان ملي ايران كه از يادها رفتهبودند، يكباره به روي آمدند و نامداري شگرفي يافتند. ارشك، شاپور، گودرز، بيژن، نرسي، اورمزد بزرگ، آرش، اردوان و بهرام (معروف به اردوان بزرگ) شاهان اشكاني در شاهنامه هستند. اما او در شاهنامه مردي بزرگ و اصيل و از نژاد كيان است كه شرفِ تبار را با دانش و داد درآميخته و كشورگشاييهاي بزرگ كردهاست. در اين ميان، گزارش شاهنامه از تبار ساسانيان در سنجش با ديگر بنمايگان از ناهماهنگي فراواني برخوردار است كه نمايانگر ناهماهنگي بنمايهٔ دانستههاي فردوسي با تاريخنگاران سدههاي نخست اسلام است.